آب و زمین را نجات بدهیم!

من عاشق این آیه الهی هستم که مفهومش چنین می شود که من آب و زمین را آفریدم و شما را به عمران و آبادانی اش برگماشتم و...، یعنی زمینی که هست و آبی که هست، بی خود خلق نشده است بلکه پشت قطره، قطره آب و ذره، ذره خاک، فلسفه ای عمیق و جهان بینیی ممتاز وجود دارد اما.... اما حیف که ما حرف حق را فهم نکرده ایم و هم زمین را بازیچه می پنداریم و هم آب را امکانی برای بازی دیگر خویش! خب وقتی آب و زمین، ابزار بازی شد، لابد خود زندگی هم بازی در بازی خواهد بود حال آنکه مارا خلق کرده اند تا ماموریت عبودیت و بندگی را به انجام رسانیم آن هم در ترازی که ما را با سلام و صلوات، جامه خلیفه الهی بپوشند و سرمه چشم ملائک کنند و انی اعلم مالاتعلمون را حرف به حرف برایشان هجی کنند در خلق انسان اما...اما ما خود انگار بر آن ماموریت شوریده، به دنبال کسی می دویم که اول بار تکبر ورزید و به تحقیر ما سخن گفت. ببخشید قصد تفلسف ندارم و این جا هم مناسب مباحث کلامی نیست، این مقدمه سنگین را آوردم تا بگویم وظیفه ما در برابر آب و خاک، سنگین است، بسیار سنگین چون این دو ، اگر نگوییم با توجه به شرایط، تجدید ناپذیرند، لااقل، بسیار سخت امکان باز تولید آن مقدور خواهد بود. این نیز می طلبد تا قدر بدانیم این ابزار ساختن و عمران و آبادانی را و در برابر آن بیش از همیشه احساس مسئولیت کنیم. احساس مسئولیت هم قطعا با رویه امروز ما ناسازگار است. اینکه در این فصل عطش زمین، کشاورزی ما غرقابی است ، اینکه برخی صنایع که می توانند، مصرف آب خود را مدیریت کنند اما بی توجه به شرایط به اسراف آب می پردازند، اینکه می شود برخی صنایع با بازچرخان آب، از هدر رفت این مایع حیاتی، جلوگیری کنن و نمی کنند، اینکه برخی صنایع توامان به جنگ آب و زمین می روند و اولی را هدر می دهند و دومی را آلوده می کنند و.... چه رابطه ای می تواند با مدیریت آب و خاک به عنوان یک « واجب زیست محیطی» داشته باشد جز ، چنانکه منطقیان می نویسند تباین!؟ بله تباین دارد رفتار صنعت ما با آنچه باید باشد. اگر نداشت روزگار ما این نبود که هست، دشت ها چنین تلخ کام ، دچار خودخوری نمی شدند که رسانه ها هر روز از نشست دشت ها در مشهد و دیگر جاها بنویسند و مسئولان به فریاد آیند. اگر تباین نبود، این همه پساب آلوده در جان زمین رها نمی شد تا ماجرایی چون « کشف رود» پدید آید و به تیتر یک و دوی روزنامه ها ، تبدیل شود و پای بسیاری از مسئولان شهری را به میان کشد. تباین است، یعنی نسبت« ضد » دارد رفتار ما با آنچه باید باشد. اگر خود را امانت دار نسل فردا ندانیم، اگر آب موجود را ملک طلق خویش بدانیم، و خیلی اگر های دیگر، باز عقل حساب گر اقتضا می کند که در مصرف آب و بهره وری زمین به سمت بهینه سازی حرکت کنیم و کشاورزی را به سمت قطره ای و بارانی هدایت کنیم و صنایع را نیز جوری طراحی و اجرا کنیم که کمترین میزان مصرف را داشته باشیم. این هم عقلانی تر است و هم ایمانی تر و هم ملی تر که صنایع را بازمهندسی کنیم تا مایه حیات و عمران و آبادانی، باز هم همین جور باشد نه اینکه آب، آلوده شود و آب آلوده خاک را بیالاید و باز ما ، خود، گرفتار این آلودگی و آلایندگی باشیم. من وقتی خبری می شنوم از اینکه برخی مدیران و طراحان و صاحبان صنایع، به فکر امروز و فردای این دوگانه زندگی ساز هستند، خوشحال می شوم و به وسعت همه واژه هایم برای شان دعا می کنم، ان شاالله آب و زمین هم برایشان دعا خواهد کرد تا به موفقیت برسند، ان شاالله....

 خراسان / شماره : 19675 / شنبه ۱۳ آبان-۱۳۹۶/ صفحه 7 / نگاه نو

http://khorasannews.com/?nid=19675&pid=7&type=0

/ 0 نظر / 96 بازدید