امام صادق(ع) در رفتار ما غریب است

شده است که یک وقت از شرمساری چنان بر خود بلرزید که آرزو کنید زمین دهان باز کند و شما را در خویش فروبرد؟ شده است که یک دفعه اطراف تان خالی شود و خود را در فضای بی منتهی تنهایی ببینید؟ شده است چنان بشکنید که نتوانید در آینه هم به خود نگاه کنید؟ من همین دیروز به این شرایط گرفتار شدم آن هم وقتی قلم برداشتم تا درباره امام صادق( ع) بنویسم. یک دفعه خالی شدم. شرمنده شدم. قلم در دستم لرزید و خودم هم دچار زلزله شدم در همه جغرافیای وجودم. خدا کند خود مولا، به آوار برداری ام عنایت کنند و دوباره بسازند مرا و قلم را تا فردا در ساحت حضرت ارباب، قلم به آنچه باید بر کاغذ برم. گفتم شرمنده شدم، شما که غریبه نیستید، یک دفعه دیدم از امام صادق( ع) همه دانسته هایم در حد « هیچ» است. چند ساعت است که با خودم و این «هیچ» درگیرم. با خودم می گویم وقتی من چنین شرایطی دارم خدا بخیر بگذراند روزگار خیلی دیگر از مردم که به امثال این قلم، چشم دارند تا جلوه هایی از امام را ببینند. خدا بخیر بگذراند سواد امام شناسی ما را در آستان حضرات امام جواد و هادی و عسکری(ع). فقیریم، واقعا فقیریم.

وقتی در زیر باران قال الصادق… عمر گذرانده ایم و در شناخت حضرت چنین دست مان خالی است، چه خواهد رفت برما در شناخت امام تقی و امام نقی (ع) و… که جبر زمان و کید ظالمان ما را در محرومیت مضاعف از کلام شان قرار داده است؟ وقتی امام صادق را که رئیس مذهب می خوانیم و مکتب سازی تشیع را از محضر ایشان می دانیم و خوانده ایم که چهار هزار ستاره را بردامن آسمانی خویش پرورده اند که هر کدام برای روشنای جهانی کافی است، وقتی که به یاد می آوریم برخی از ائمه اهل سنت نیز جرعه نوش دریای علم حضرت ایشان بوده اند، وقتی صدای جناب ابوحنیفه، امام حنفی مذهبان هنوز در گوش زمان به آواز است که ؛ لولا السنتان ،لهلک النعمان، وقتی که زراره، با کلامی ارزشمند تر از « زر» دارد برای مان روایت می خواند، وقتی فقه را در مکتب ایشان، دامن گستر و جامعه ساز می بینیم، وقتی….‌ اما یک دفعه خالی می شویم و زبان مان از حرکت در می ماند، چه پاسخی داریم در برابر سئوال مقدر و محتوم از نعمت امامت و ولایت؟ آیا بلیه « کفر» بر زمین مان نمیزند؟ آیا ما را در شمار کافران، نام نخواهند نوشت که چنین در بهره وری از نعمات الهی سخن معصوم و نعمت امامت، چنین تهی دستیم؟

شرمنده، گاهی فکر می کنم خیلی از ما ها با همه ادعایی که داریم، پاره هایی از شخصیت « ابومسلم» در خویش داریم که ما را از شمار مردان صادق آل محمد(ع) بیرون می کند. ما که چنین بیرونی باشیم، زمان ما هم زمان امام نخواهد بود و این هر معنایی داشته باشد، از جاهلیت دور نخواهد بود حتی اگر مدرن شده باشد! حتی اگر پز دانش هم اسب غرور ما را زین کند و به گردون بجهاند. ببخشید اگر تلخ کامتان کردند این کلمات شورشی، من خود تلخ نشین این فقر دامن گستر هستم و خاکستر نشین آرزوهای بلندی که برای خود و جامعه داشتم و هنوز کورسوی از آن بر دل مانده است هر چند چشم را دیگر توان دیدن نیست. باز هم ببخشید اما اگر می خواهیم خداوند هم بر ما ببخشاید و از وادی حیرت کفران آمیز به بلندای ایمان مان برکشد، بیاییم و معرفت آموز آستان حضرت صادق( ع) شویم. معارف را هم به رفتار در بیاوریم و پا به راهی بگذاریم که حضرت صادق(ع) راه مان می نماید. این می تواند دوباره ما را بر سر سفره نعمت بزرگ امامت بنشاند و از حیرت نجات دهد….

ب / شماره 3666 / یک شنبه 17 تیر 1397 / صفحه اول و 3/ چ2

http://www.birjandtoday.ir/?p=60931


/ 0 نظر / 90 بازدید