خواستن کافی نیست توانستن هم لازم است

خواستن خوب است اما همه چیز نیست. وقتی توانستن هم بعد آن بیاید می توان امید بست به این که قدمی به پیش برداشته خواهد شد و الا اگر نفس خواستن می توانست معجزه کند، الان در بهشت زندگی می کردیم که همه ما را هم “خواستنی چنین” است و نیت مان هم این است و قصد قربت هم داریم برای آن اما می بینیم و لمس می کنیم که قصد و خواستن تنها نمی تواند گرهی بگشاید بلکه دستی توانا می خواهد و سرانگشتانی که هنر گشودن گره ها را داشته باشند. به دیگر عبارت، باید توان اجرایی کردن این “قصد” را هم داشته باشیم والا پذیرش آن مسئولیت در زمانی که افراد تواناتر از ما وجود دارند، عین بی عدالتی است. قصد خیر هم جبران این بی عدالتی را نمی کند که ذمه ما زیر بار تعهدی می ماند که توان انجام اش را نداریم. این مسئولیت را می توان امروز ترجمه ای چنین کرد که افرادی که با ثبت نام، می خواهند خود را در معرض انتخابات برای مجلس قرار دهند، اول باید سنگ ها را با خود وابکنند که آیا واقعا توان نمایندگی را در خویش می بینند؟ آیا به موضوعات خرد و کلان کشور اشرافی در حد کارشناسی و ارائه راهکار دارند؟ این که ما شرایط را می دانیم و حتی مشکلات را می شناسیم هم کفایت نمی کند. باید راه برون رفت از مشکلات را بدانند و شجاعت طرح آن را داشته باشند. یعنی واجد همه صفاتی باشند که برای یک نمایندگی در تراز وکالت مردم رشید ایران، لازم است. یعنی اگر ابوذر هم باشی در صراحت و صداقت و ایمان اما تدبیر امور نداشته باشی نباید پا به میدانی بگذاری که مردان و زنان مدبر می خواهد. دقیق و به جا و به روز این نکته را رهبر انقلاب مطرح کردند به این بیان شیوا که؛ “پیامبر (ص) به ابوذر فرمودند: من هر چه برای خودم دوست می دارم، برای تو هم دوست می دارم. من جنابعالی را در مدیریت، ضعیف می بینم. خیلی آدم خوبی هستی اما حالا که آدم ضعیف هستی، مواظب باش بر دو نفر هم ریاست نکنی و تولیت مال یتیم را قبول نکنی.” خب، ما نه ایمان مان قابل مقایسه با ابوذر است و نه صداقت و شجاعت و صراحت او را به اندازه یک در هزار داریم. وقتی او را پیامبر از مدیریت پرهیز می دهد، تکلیف ما ، تکلیف همه ما، روشن است. این درست که نمایندگی، شانی سوای مدیریت اجرایی دارد اما نماینده باید توان نظارت بر مدیران و وزیران را داشته باشد و این خود مستلزم بسیاری از بایستگی هایی است که باید افراد برای مدیریت داشته باشند. با داشته ها به میدان بیایند و از مردم رای بگیرند نه صرفا به نیت خیر که این اگر چه لازم است اما هیچگاه کافی نیست. اگر خوانده ایم “الاعمال بالنیات” را، این در حوزه اعمال عبادی است و الا در حوزه جامعه و سیاست و اقتصاد وامور بیت المال، دقیقا اعمال را به نتایج می سنجند نه به نیت. من فکر می کنم در حوزه قبول مسئولیت و ورود به انتخابات باید از “الاعمال بالنیات” باید به این مرحله عبور کرد که در تعریف ایمان، از زبان مولا امیر المومنین(ع) می خوانیم؛ “مَعْرِفَهٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ” یعنی باید زبانی برای بیان نیت خیر داشته باشیم و توانی برای به اجرا در آوردن آن نیز. با توانایی و تجهیز به لوازم نمایندگی، اسم بنویسیم تا مردم اسم مان را بر برگه های رای بنویسند. مجلسی با ظرفیت بالا که شکل بگیرد ملک و ملت را بالا خواهد کشید. ولی اگر – خدای نکرده- مجلس فقط از کسانی که نیت خیر دارند ولی توان اجرایی کردن آن را ندارند پر شد، نمی توان به روشنایی افزون تر امید بست که شاید شعله چراغ از این هم کم فروغ تر شود و مباد که چنین شود….


ب / شماره 4068 / پنجشنبه 14 آذر 1398 / صفحه3

http://birjandemrooz.com/?p=12558


/ 0 نظر / 24 بازدید