یک پُل میان دو بهشت

شناخت انسان، یک ضرورت حیاتی است برای آنانی که می خواهند از زندگی به حیات طیبه برسند. آنانی که فقط به این چند صبای زندگی، فکر نمی کنند بلکه به ابدیت می اندیشند و می خواهند متناسب با این همیشگی، ظرفیت سازی کنند. اینان که چشم اندازی چنین بلند دارند البته به نقشه راهی دقیق و همه جانبه هم نیاز دارند تا در این مسیر طولانی، بتوانند از فراز و فرودها به درستی، بگذرند و به هدف برسند. در چند روز پیش هم سخن در همین باره بود و در محضر استاد عالی قدر، حضرت آیت الله صفائی حائری(ره) به زاویه شناسی این بحث پرداختیم و امروز هم در همین صراط گام برمی داریم و می کوشیم با طرح سئوالاتی چند به که اندیشیدن در آن ، چون چراغی افروخته، راه مان را روشن کند. ایشان در صفحه 89 کتاب مسئولیت و سازندگی، بحث را با پرسش هایی از این دست ادامه می دهند که؛

آیا هستم؟

چرا به این هستی خاتمه نمی‌دهم؟

چه لذتی در این تلاوت تکرار و تحمل مرگ تدریجی هست؟

و چه ترسی از رفتم و چه شوقی در ماندن؟

اگر بودن بهتر است و اگر زندگی ترجیح دارد، خوب در این زندگی چه می‌خواهم؟

اصلاً در زندگی چه باید بخواهم؟

هدف من و خواستن من با چه مسائلی ارتباط دارد؟

آیا این هدف با استعدادهای من و نیازهای من مربوط می‌شود و از آنها مشخص می‌گردد؟

پس استعدادهای من چه قدر است و من چه قدر هستم؟

چه ارزشی دارم؟

چه نیازهایی برای من است؟

در این سطح که با تفکر در استعدادها و مقدار استعدادها و خلقت انسان، می‌توانیم هر کس را به شناخت‌هایی برسانیم که در جهان‌بینی اسلامی به آن می‌رسیم...

هر کدام از این پرسش ها، دریچه ای به افق های روشن می گشاید و پاسخ به هر کدام، ما را در آستانه راهی قرار می دهد که می تواند به مقصد هم منتهی شود. اگر نیاز های خود را بشناسیم و استعداد های خود را در مسیر بندگی، به شکوفایی برسانیم میان زندگی این جهانی و آن جهانی ما فقط یک پُل فاصله خواهد بود به نام مرگ که از گام نهادن در آن هم نه تنها نخواهیم هراسید که به آن قدم مشتاق هم خواهیم شد. وقتی زندگی، مزرعه ای به بار بیاورد از جنس بهشت، تلاقی آن نیز با بهشت آن سو، به نفسی برکشیدن، انجام خواهد شد. این نه تنها ترس ناک نیست که شوق انگیزهم هست. هراس، وقتی زاده می شود که نیاز ها و رفع آن و هدف ها و رسیدن به آن ها، ارزشی نیفزاید و ارزش ببرد. روشن است که در این تکرار زندگی به جهنمی می رسیم که لاجرم به آن جهنم وعده داده شده گره خواهد خورد که باز میان این دو جهنم یک پل فاصله است که از گام نهادن در آن می ترسیم. حق هم داریم برای این ترس اما این هراس را باید با تغییر رویکرد و تمرین عبودیت، چاره کرد. این هم مستلزم شناخت خویشتن است که همتی تمام قد می خواهد....

 ب / شماره 3812 /  شنبه 15 دی 1397 / صفحه اول و 3/


/ 0 نظر / 29 بازدید