تظاهر به گناه را چوب قانون باید...

بعضی ها کار بد می کنند اما بعضی ها، کار بد را بد هم انجام می دهند؛مثلاً یک نفر روزه نمی گیرد، کار بدی مرتکب می شود، اما این کار را جار نمی زند، نمی آید توی خیابان شروع کند به خوردن و آشامیدن اما برخی ها، گناه روزه خواری را با گناه تظاهر به روزه خواری هم گره می زنند. مثل جوانی که دیروز دیدم ساعت 9:20 صبح جلوی مردم یک نوشابه از داخل مغازه برداشت و شروع به خوردن کرد و نوشابه خوران به خیابان هم آمد و پس از ته کشیدن نوشابه به مغازه برگشت و سیگاری را برداشت و آتش فندک را به جانش انداخت و سیگار به لب و پک زنان دوباره راهی خیابان شد... مثل جوان ماجرایی که همکارم پس از شنیدن این ماجرا تعریف کرد که یارو ۳بار گفت قرار است فردا با فلانی برویم بیرون و غذا بخوریم؟! یعنی که روزه نیستم، انگار می خواهد شاهکار کند، انگار حس می کند الان با روزه خواری چقدر «باکلاس» شده است، مثل آن کسی که دست خویش را با سیگار روشن چنان از خودرویش بیرون می آورد که نیم متر دیگر فضای خیابان را هم اشغال می کند، مثل ... حال آن که اگر کسی به ضرورت بیماری هم مجبور به روزه خواری شود، حداقل، ادب انسانی حکم می کند تا «پوشیده خواری» کند و هستند در میان آدم های اطرافمان که به جبر بیماری روزه ندارند اما حال روزه دار را دارند و حسرت این که کاش توان روزه داری شان بود، من میان اینان و افراد روزه دار فرقی نمی بینم، آن کسی هم که روزه می خورد بی دلیل اما باز پوشیده می دارد، باز قابل تحمل است که خود به گناه کارش واقف است و حرمت دیگران هم نگه می دارد، اما آنی که روزه می خورد و این روزه خواری را هم به کوچه و خیابان می کشاند را نمی شود تحمل کرد، آن که تظاهر به فسق می کند و گناهش را جار می زند  باید به چوب قانون ادب کرد تا کسی جرات نکند به «تشییع فاحشه» بپردازد و ویروس گناه را در جامعه بپراکند.....

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1392/04/26 شماره انتشار 18455 /صفحه اول و۶/اخبار

/ 0 نظر / 93 بازدید