بیماری و درس و شکر و رضا

بی تاب بود زن، سعی می کرد آرام نشان دهد، اما بی قراری، اما غم، اما غصه خط درشتی بود که در چشمانش خود را نشان می داد. راست گفته اند که حقیقت حال هرکس را باید از چشمانش شنید نه از زبانش. زبان، گاهی چیز دیگر می گوید، اما نگاه ... وقتی پلک را کنار بزند، همه چیز را بی پرده می گوید چنان که چشمان زن واگویه هایش را – که به زبان هم نمی آورد – بیان می کرد. او ناراحت بود از بیماری تلخی که بر او می گذشت. دلخور بود، از کوچ نوزادش، قبل از آن که چهل روز را سپری کند. او حتی این را حق نمی دانست و زبان به گلایه داشت در خلوت هایی که با خدا داشت. او وضعیت را، سیاه می دانست که هیچ رنگی بالاتر از آن نیست، اما ...

اما چند روز پیش چند زن پیر و جوان از همسایه ها به عیادتش رفتند و صمیمانه احوال پرسیدند، نگاهش به آرامش میل کرد به خصوص که یکی از زن های جوان کودک 3-2ساله خود را جلوی زن گذاشت که با سرم از طریق شکم باید تغذیه شود. کودکی که هرازگاه، با تشنج، جان پدر و مادر را بالا می آورد. کودکی که حرکتی ندارد و حتی چشم هایش هم حرف نمی زنند کودکی که ... مادرش برای زن، از ماجراهای کودکش می گفت و دشواری هایش و آخر سر هم گفت: حالا انصاف داشته باش، روزگار تو بدتر است یا ما و این کودک؟ آیا باید از پنجره غم به زندگی نگاه کنی یا پنجره غم را به سنگ صبر و رضا بشکنی و زندگی را از نو آغاز کنی؟ زن و دیگر زن ها، حرف های خود را زدند، ساده و صمیمی و نشان دادند، وضعیت زن در مقابل آن کودک و خانواده اش نه تنها سیاه که خاکستری هم نیست.آن مادر و دیگر «زن»ها، «جوانمردی» را به نهایت رساندند، تا زن در یابد، روزگار تلخ تر از وضعیت او را هم فراوان دارد و دیده است، پس باید با «رضا» به دنیا نگاه کرد. مادر آن کودک و همراهانش از «رضایت» به هرچه از دوست برسد، تأکید داشتند و رفتار خودشان هم، خط سبزی بود از جنس رضایت. حتی شنیدم وقتی یک نفر با دیدن وضع کودکشان گفته بود، خدا یا خوبش کند که راحت شود، یا او را ببرد تا خانواده راحت شوند، آنها؛ پدر و مادرش، ناراحت و دلخور شدند که چرا در حکمت خدا، در آن چه خداوند مقدر و مقرر فرموده، یا این و یا آن می کنی؟ ما راضی به رضای خداییم و باور داریم، هرچه از دوست رسد نیکوست. رفتار این خانواده، آدم را در کلاس کلام نورانی باباطاهر می نشاند که؛ یکی درد و یکی درمان پسندد / یکی وصل و یکی هجران پسندد/ من از درمان و درد و وصل و هجران / پسندم آن چه را جانان پسندد... آری، اینان به مقام رضا رسیده اند که برخلاف بسیاری از خانواده ها، که کودک معلول خود را پنهان می کنند، کودک معلول خود را به میدان می آورند، تا انسانی دیگر را به سرخط رضا و رضایت به پسند جانان برسانند. خدا کند ما هم از شراب طهور رضایت، جامی برگیریم...

خراسان - مورخ شنبه 1394/03/30 شماره انتشار 18999/صفحه3/خانواده/چاردیواری

/ 0 نظر / 91 بازدید