نورآوران سلامت

سیب در نگاه آدم ها طلوع می کند وقتی دستی به مهر پرده های بیماری را از چشمان مردم کنار می زند، وقتی پزشک، طبیبانه، عاشقانه، عارفانه به درمان برمی خیزد، وقتی عشق، نانوشته، خوانده می شود وقتی... این واژه ها در ذهنم به رژه برخاستند، وقتی، آقای خبرنگار که هنوز زلالی بسیجی در نگاه دارد و شهود در چشمانش، یاد شهیدان را روایت می کند، وقتی از جهاد می گوید که امروز در حضور عاشقانه چشم پزشکان و دندان پزشکان دیار امام رضا(ع) در سیستان و بلوچستان، معنا می یابد. او از «نور آوران سلامت» گفت، از پزشکانی که هفته به هفته مطب و کار خود را تعطیل می کنند و به استان محروم سیستان و بلوچستان می آیند، تا گوشه ای دیگر از «شاهنامه» را بسرایند، نه با واژه که با درمان، او می گفت، ۵ کانتینر راه افتاده است در سیستان و بلوچستان که یکی به درمانگاه چشم پزشکی اختصاص یافته و دیگری درمانگاه دندان پزشکی شده است و اطبا، جهاد گونه و رایگان نه تنها، به درمان و جراحی برمی خیزند که گاه هزینه های جانبی عمل، چون لنز و وسایل دندان پزشکی را هم خود متقبل می شوند، او می گفت: یک پزشک، دستگاهی که برای عمل چشم نیاز بود به قیمت ۱۷۰ میلیون تومان خرید و به این کار هدیه کرد. او می گفت: اگر کسی به محاسبه برخیزد، هر عمل، حدود 2.5-3 میلیون تومان هزینه دارد که یک ریال هم نمی گیرند، بلکه به بیمار کمک هم می کنند. او از مجموعه ای می گفت که قرار بود ۳۰۰ عینک به این کار اختصاص بدهد، اما تا امروز ۷ هزار عینک به نیازمندان هدیه کرده است. آقای خبرنگار که فیلم بردار صدا و سیمای مرکز سیستان و بلوچستان هم هست، از وزیر بهداشت و درمان می گفت و از روزی که دکتر قاضی زاده هاشمی آمد و همان ساعت ورود - که ساعت ۱۵ بود - راهی اتاق عمل شد و تا ساعت ۲۴ به کار مشغول بود، بی آن که مصاحبه ای انجام دهد او در پاسخ اصرار برای مصاحبه، گفت: من این جا فقط دکتر هاشمی هستم، نه وزیر بهداشت و... بگذارید، بی نام و دوربین کارم را انجام دهم. آقای خبرنگار، روایت می کرد: مردم این دیار با یک دنیا عشق، یک جهان شور و یک ملکوت ایمان از این کاروان سخن می گویند و گویی به هر دیار که می رسد، خطی از نور، از مهربانی تراز جمهوری اسلامی، در دل مردم رسم می کند و مردم این دیار نیز رسم محبت و مردانگی را خوب بلدند. این را از چشمانشان می شود فهمید که در آن یک عشق، یک عزتمندی مومنانه و یک مهربانی ایرانی طلوع می کند... او به عشق از این کاروان و مردم می گفت و من هر لحظه به طلوع سیب در نگاه مردمان مومن تر می شدم...

خراسان - مورخ یکشنبه 1394/01/16 شماره انتشار 18938 /صفحه16/بدون موضوع

/ 0 نظر / 89 بازدید