من شکارچی نیستم، خدا روزی ام کرد!

کلماتی را که از زبان بر می خیزد نباید ساده پنداشت. کلمات، هویت فرد گوینده هستند و واقعیت پندارهایش. پشت کلمات، فکر و فراتر از آن، یک جهان بینی هست. در موقعیت های خاص هم کلمات بی روتوش و آرایه ادا می شوند که عیار نگاه فرد را نشان می دهند و می توان آنان را به محک کلامشان سنجید. پس کلمات را نباید ساده گرفت که حرف به حرف کلمه برون داد، ذره ذره باورهای فرداست ...

چندی پیش، با بنده خدایی همکلام شدم که از فروش منزل خود می گفت و از این که، خریدار چندان بر بازار مسلط نبوده و او توانسته است به اصطلاح خودش، خانه را به قیمت بالاتر به او «بیندازد» و کلاهی روی سرش بگذارد که تا نوک پایش را هم بپوشاند! او می گفت از «زرنگی؟» خودش و ... من پشت آن چهره شیک، یک اژدها را می دیدم که برای بلعیدن دهان باز کرده بود. یک جهان بینی که همه آفرینش را همین «زمین» می دانست و ... تأسف خوردم برایش، هرچند او می پنداشت رندبازی هایش نه جای تأسف که جای شادباش دارد اما من چنین نمی دیدم و به باورم، آن که در این داد و ستد مغبون شده، خود او بود نه خریدار!بگذریم، اما یکی دو روز پیش باز حرف خرید خانه بود و جوانی - به جامه پرافتخار ارتشی - که خانه ای - آپارتمانی - خریده بود به قیمت مناسب و یکی گفت «شکار زدی» اما جواب این فرزند ارتشی ایران برایم خیلی عزیز بود و نشان از جهان بینی مومنانه او داشت. او گفت: «من که شکارچی نیستم، خدا روزی ام کرده بود». کیف کردم وقتی این کلمات را شنیدم وقتی باور و ایمانش را فهمیدم وقتی دانستم او نه تنها به دنبال «ارزان تر خریدن» خانه نبوده، بلکه خداوند، یک فروشنده منصف را روزی او کرده است.تا به مهر با او مدارا کند و خدا را شکر کردم که هم انصاف هست و هم جوانانی که با پشتوانه جهان بینی مومنانه و خدامحور به زندگی، به همه زندگی نگاه می کنند و باور دارند، آن چه زندگی شان را می سازد و سفره شان را می آراید، فراتر از حاصل تلاش خودشان، روزیی است که حضرت حق به لطف می رساند. این جوان که جان به حفظ قرآن نورانیت بخشیده است، همه شئون زندگی را مومنانه نگاه می کند و من باور دارم نگاه به چهره مردمانی چنین عبادت است...

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1392/09/02 شماره انتشار 18557 /صفحه۶/جامعه

/ 0 نظر / 81 بازدید