فرارمالیاتی و اختلاس فرق دارد، آیا؟

 پاک تر از همه می دانیم خودمان را و زبان مان به لعن این و آن، گویا و صدای مان بلند است اما واقعیت هم آیا همین است؟ مایی که – به حق- به لعن مختلسان و بد دستان و رانت خواران، مشغولیم آیا رفتاری داریم که ما را از شمول لعن هایی که بر زبان می آوریم، دور نگه دارد؟ نفرمایید که ما اختلاس نکرده ایم. گاه کاری می کنیم که نشان می دهد، مختلس نشدن مان، از سر حق خواهی و اخلاص نیست بلکه قصه همان ماجرای ضرب المثل جناب گربه است و دنبه ای فراتر از دسترس که “بو” می دهد. البته همین فراهم نشدن اسباب اختلاس برای ما یک نعمت است چون از منظر حقوقی، حقی بر ذمه ما استوار نمی شود. اما از حیث اخلاقی نمی توانیم خود را متمایز بدانیم وقتی کارهایی از ما سر می زند که سرک کشیدن به بیت المال را در پی دارد! من با خواندن این پُست بر خود لرزیدم که ما را چه نام می توان نهاد. همین مایی که به ظاهر از اختلاس و مختلسان بیزاریم اما –مثلا- برای فرار از مالیات مشاور می گیریم و به هر راهی می زنیم که حق بیت المال را ندهیم. کم هم نیستیم ما که شاید در تظاهر به دین هم صف اول بنشینیم اما موقع دادن حق واجب اجتماعی در نظام اسلامی در صف آخر هم پیدایمان نمی شود بلکه برای ندادن مالیات که حق بیت المال و لازمه زیستن در کشور امن است، به هر راه و ابزاری متوسل می شویم. راستی میان ما که حق را نمی دهیم و مختلسی که حق را برمی دارد، تفاوت چقدر است؟ او مفسد اقتصادی است اما آیا ما هم در همین شمار نیستیم؟ یک مثال دیگر، بسیاری از ما از زمین خواران، به نفرت یاد و به لعنت، نامشان را بدرقه می کنیم. خودمان را هم محق می دانیم برای این و حق داشته و نداشته خود را در دستان او می جوئیم و باور داریم که دستگاه قضا باید تسمه از گرده اش چنان بکشد که هر چه خورده را پس دهد اما… اما خود ما جایی که دست مان می رسد و زورمان نیز چه می کنیم؟ بنده خدایی ظریف نگرانه می گفت: کسی که جلوی مغازه اش سبد پلاستیکی و آجر می گذارد که بقیه پارک نکنند، کسی که در راستای دیوار خانه اش، به تهدید می نویسد: پارک مساوی است با پنچری. چطور به خود اجازه می دهد اعتراض کند که چرا در مناطق مختلف کسانى که زورشان بیشتر است، زمین خواری می کنند! وقتی خود ما از اندک توان مان برای تصاحب ناحق ظرفیت ها استفاده می کنیم چطور به مذمت دیگران زبان می گشاییم؟ اگر به نیت افراد توجه کنیم، زشتی رفتارها تفاوت نخواهد کرد هرچند از منظر حقوقی، مجازات ها متفاوت باشد. بزرگی می فرمود که ما هرکدام مان، فرعونی در درون داریم و تفاوت در کوچک و بزرگی مصری است که در اختیار داریم. او مصرش بزرگ است، اختلاس می کند و زمین خواری را مثل ورزش روزانه انجام می دهد. من، مصرم کوچک و لشکرم کم شمار است، مالیات نمی دهم و جلوی خانه و مغازه ام، مانع می گذارم تا شهروندان را از حق شان محروم کنم. در حقیقت میان ما فرقی نیست فرق در جغرافیای عمل ماست. ما هم اگر توان داشتیم، بابک زنجانی و خاوری را در جیب کوچک مان می گذاشتیم و چون توانش را نداریم نمی توانیم خود را برتر بدانیم وقتی از حداقل ها چشم نمی پوشیم و دست نمی شوییم. ما زمانی “حق” داریم که به “ناحق” در هیچ اندازه ای، میل نکنیم. آن وقت تمایز خواهیم داشت از کسانی که لعن شان می کنیم والا……


ب / شماره 4014 / یکشنبه 7 مهر 1398 / صفحه 3

http://birjandemrooz.com/?p=11102


/ 0 نظر / 16 بازدید