اشتیاقِ دیدارِ دوست

ایستادن، مرگ است وقتی تکلیف ، رفتن باشد. رفتن رسیدن است و کجا با ایستادن می توان رسید؟ اینکه مقصد این همه دور می نماید از آن روست که قدم از قدم برنمی داریم. از این روست که سکون و رکود و بی حرکتی که عارضه ناخوشایند رفتن است، ذاتی جان ما شده است حال آنکه ذاتِ انسانی توقف ناپذیر است. هم در این دنیا و هم در سرای آخرت که نقطه پایانش می دانیم هم باز به حرکت خود ادامه می دهد و در بهشت به هر سلامی، شانی افزون می یابد. هرچند قدم های اول را در این جهان باید برداشت. در این دنیا باید انبان خویش را از زاد و توشه پر کرد. اما خوبانِ بهشت نشین را این توفیق مضاعف است که باز هم پرواز را ادامه دهند. علمای علم شریف اخلاق، انسان را به تلاش و تامل می خوانند تا این دنیا را چنان زندگی کند که آخرت هم ادامه این دنیا باشد. چنین هم هست؛ آن دنیا، ادامه این دنیاست. یعنی هرقدمی که در همین دنیا برمی داریم به سوی مقصد نهایی است که انتخاب مسیر می کنیم. بالا و پایین و فراز و فرود هم بخشی از این مسیر است. دست انداز ها هم جزئی از راه است که باید به هوشیاری پیمود. خدا بیامرزد حضرت آیت الله على صفايى حائرى را ، حرف ها داشت در این ساحت که سطوری چند از کتاب یادنامه ایشان از ص: 45 را با هم می خوانیم؛ سير فكرى و معرفتى انسان، با آن سؤال‏ها و تذكارها و فهم عظمت انسان و حقارت دنيا و فهم فقر انسان و غناى الله، به سير قلبى و ايمانى انسان و اشتياق رحيل و لقاءالله و رفع حزن و حيرت و خوف و درك امن و عزت و اين سير قلبى به سير عملى و سلوك تقوى و توجه به آداب و احكام و حضور خدا و اداء حقوق در محضر او مى ‏رسد.

و اين تقوا توشه ‏ى راه و كفايت فقر و هدايت جهل و نور تاريكى‏ ها مى ‏گردد؛ ولى با اين همه، سير روحى، بر اين همه سبقت دارد و از سير معرفتى و قلبى و سلوكى جلوتر است.

و اين همان مضمون آيه ‏ى‏ «هُوَ الَّذى‏ يُسَيِّرُكُمْ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ...»؛ كه او در خشكى و دريا، سير ما را و سلوك اساسى ما را عهده ‏دار است. نكته اين است كه او ما را با خوبى‏ ها و بدى‏ ها، با بلاء و رخاء مى ‏چرخاند و راه مى ‏اندازد كه: «وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ الَيْنا تُرْجَعُونَ». عمل و سلوك ما، به اندازه‏ ى معرفت و محبت ما اثر مى‏ گذارد و پيش مى ‏رود، در حالى كه مسيرى كه خدا براى ما دارد از معرفت ما جلوتر است و معرفت ما را جرقه مى‏ زند و معرفت ما را پيش مى ‏راند و همين، دليل حضور او و احاطه ‏ى اوست. سيرها جلوتر از معرفت ماست و اين دليل هدايت و همراهى اوست و قرب او، نه با معرفت، نه با محبت و نه با عمل حاصل نمى ‏شود؛ كه: «لا يُنالُ ذلِكَ الَّا بِفَضْلِكَ» كه: «لا وَسيلَةَ لَنا الَيْكَ الّا انْتَ "....

بى‏ جهت نيست كه بايد خرمن معرفت و عشق و عمل ما بسوزد و برق غيرت بجهد و او روى بنمايد و جلوه كند. تا در انوار تجلیات او بهشت را ببینیم.....

ب / شماره 3566 / یکشنبه 29 بهمن 1396/ صفحه اول و 3


/ 0 نظر / 6 بازدید