نقش اولِ حمایت از کالای ایرانی

ذهنم و قلمم درگیر بحث حمایت از کالای ایرانی به مثابه یک ضرورت ملی و یک واجب اجتماعی است که به این نوشته برمی‌خورم، نوشته‌ای که به رغم ظاهرش، در چینش کلمات، از نظر من، طنز نیست. درد است، درد! واقعیت تلخی است که گاه عامدانه -نمی‌گویم عالمانه که اگر اهل علم بودیم و نسخه نوشته و نانوشته دشمن را می‌خواندیم چنین نمی‌کردیم- و گاه نادانسته در رفتار فردی و حتی رفتار سازمانی ما بروز می‌کند و در عملمان ظهور می‌یابد و ما را در زمین بی‌عملی می‌نشاند با وجود همه شعار‌هایی که می‌دهیم، همه همایش‌هایی که برگزار می‌کنیم و همه نمایش‌ها. آن نوشته اما این بود که کسی طنزی نوشته بود به این عبارات و چینش کلمات:

دیالوگ مدیران روابط عمومی و بنرسازان:

- آقا، یک بنر می‌خواستم.

- موضوعش؟

- بنویسید: «سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد!»

- بنر ایرانی یا کره‌ای؟

- فرقش چیه؟

- بنر ایرانی رنگش زود می‌ره. دوتا باد هم بخوره، پاره می‌شه.

- قربون دستت! رو کره‌ای بزن!

- پس شد: «سال حمایت از کالای ایرانی مبارک باد!»

طنز نیست این تلخ نوشته بلکه دردی است که تا عمق استخوان را می‌سوزاند و واقعیتی است عاری از حقیقت که جبهه حق را تضعیف می‌کند. طنز نیست. تیغ است که می‌برد و می‌درد و خاک‌ریز خودی را به توپ می‌بندد؛ یعنی با دست خودمان دارد نفسمان را می‌گیرد و من در عجبم که چرا ما دست از گلوی خود برنمی‌داریم. این چه غفلتی است که دارد قاتل جانمان می‌شود و نان و قاتق را به بیگانه می‌دهد؟ نمی‌دانم چرا سفره را از پیش بچه‌های گرسنه خودمان برمی‌داریم و پیش روی بیگانه شکم سیر پهن می‌کنیم. ببخشید! عصبانی هستم از این رفتار که در جامعه دارد غالب می‌شود. دلخورم از هم‌وطنانی که به کالای بیگانه دل می‌بازند و گرمای بازار آنان را فراهم می‌کنند. این البته فقط ما مردم نیستیم که این مسیر خطا را می‌رویم. تولیدکنندگان هم دارند ما را همراهی می‌کنند یا بهتر است بگوییم ما را در این مسیر به دنبال خود می‌کشند و الا اگر آنان در کیفیت تولید، به نام ایران، غیرت می‌ورزیدند، اگر استاندارد‌های لازم را رعایت می‌کردند، اگر جوری می‌ساختند که خود اولین مصرف‌کننده کالای خود باشند، اگر با تولید درست پرچم می‌افراشتند، قطعا مردم هم با وجود محصول وطنی، دنبال کالای خارجی نمی‌رفتند جز اندکی که بیمار مارک‌اند، و برند به اندازه اصول زندگی برایشان مهم جلوه می‌کند. اگر تولید درست باشد، اگر محصول کیفیت داشته باشد، راه خود را به بازار کشور باز می‌کند و به بازار‌های جهانی هم راه می‌یابد. من معتقدم که در حمایت از تولید و کالای ایرانی، نقش اول را خود تولیدکنندگان دارند و بعد، مسئولان که می‌توانند و باید با حمایت‌های مادی و معنوی و تشویقی، بسترساز گسترش تولید ملی

شوند.

بستن گلوگاه‌های قاچاق نیز وظیفه میهنی و تکلیف شرعی مسئولان است که نگذارند بازار مسلمین و جماعت مسلمین قربانی فزون‌خواهی اندکی طماع، و پیش پای بیگانه و برای منافع او قربانی شوند. من نمی‌دانم وقتی بیکاری سلامت جامعه و ایمان مردم را هدف قرار می‌دهد چه بی‌وجدان‌ها و بی‌ایمان‌هایی هستند که با قاچاق به امروز و فردای میهن خیانت می‌کنند و روی خون شهدا پای می‌کوبند. نمی‌دانم چه موجوداتی هستند این جانوران اما معتقدم باید گلوی آنان را سخت‌تر از قاچاقچیان مواد مخدر فشرد چه در وضعیت امروز اینان برای اقتصاد و اشتغال و امید و تولید و فرهنگ و ... از هر دشمنی خطر‌ناک‌ترند. با بستن راه اینان و با هدایت تولیدکنندگان به تولید باکیفیت محصول و البته همراهی صنعتگران، می‌توان مردم را در میدان حمایت از کالای ایرانی نقش‌آفرین یافت.

شهر آرا / شماره : ۲۵۱۵ / چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷/ صفحه اول

http://shahraraonline.com/shahrara/js,text.ajax?y=1397&m=1&d=15&p=1&n=11

http://shahraraonline.com/shahrara/js,print.ajax?y=1397&m=1&d=15&p=1&n=11

http://shahraraonline.com/shahrara/news/1397/1/15/pdf/1.pdf


/ 0 نظر / 88 بازدید