نقد، ضرورتِ جامعه امروز

انتقاد، یک نعمت سلامت ساز و یک هدیه سازنده است. بیش از آنکه منتقد از آن بهرمند شود، این انتقاد شونده است که در آینه خود را می بیند و ناساز ها را ساز می آورد و در دیده ها خوب می نشیند. فرد عاقل و جامعه عقل محور باید از این ظرفیت، بهترین و بیشترین بهره را ببرند. این اصل ماجراست اما این اصل گاه دچار فروعاتی می شود که فربه تر از اصل می نماید مثل همین ماجرای سخنان روحانی و مخالفت ها و تهدیدات و ... این را – البته- از دو سو باید دید. در یک سو ، نگاه سنتی عالمان حوزه است که با صدق بیان و صفای باطن، آنچه را به زعم خویش در تضاد با آرای شناخته شده می بینند را برنمی تابند و احساس تکلیف می کنند که به باور خویش از حریم معصومین(ع) دفاع کنند. این انگاره با تبیین گزاره سخنان روحانی، به راحتی روشن شده و به سکوت می گراید اما سویه دیگر از آن کسانی است که با دو رویکرد با رئیس جمهور و سخنانش مواجهه می کنند. یک دسته سیاستمردان رقیب هستند که همه چیز را در مقابله بار رقیب پیشین می دانند و هیچ چیز به اندازه یقه گرفتن از روحانی در هر حوزه ای ، راضی شان نمی کند. حالا حوزه دین شد که بتوانند گروهی را هم پشت سر خود و زیر بیرق مخالفت خویش داشته باشند بهتر، نشد، از خشکسالی 20 ساله، بهانه ای می سازند برای زدن روحانی و زمین گیر کردنش تا بگویند فردا که او نتوانست و اگر ما بودیم، زمین و آسمان را چنان به تلاش، جا به جا می کردیم که زمین نه تنها نیازی به آسمان نداشته باشد بلکه انتقام خشکسالی را هم از آسمان و ابر های حسودش می گرفتیم! برای اینان فضای انتخابات تمام نمی شود. نمی دانم چه حلاوتی دارد این ریاست و چه شوکتی دارد این خرقه که نمی توانند فراموشش کنند. گروه دیگر اما نگاهشان راهبردی است. آنان به خوبی می دانند آنچه روحانی بر سبیل مثل بیان کرده نه "جوازِ نقدِ معصوم" که تاکید بر نقد کارگزارانِ حاکمیت در جهان امروز است و اصلا هم ربطی به بحث نقد ثبوتی و اثباتی تفاوت شخصیت معصوم و حکومتِ معصوم و کارگزارانش ندارد که هرکدام، تعریف خود را دارد. آنان از این می ترسند که با توجه به مسئولیت و مدیریت چند ده ساله شان بر گلوگاه ها ، کسی بپرسد که چه کرده اید و چه کارنامه ای دارید؟ بپرسد با این همه فرصت و ثروت، چه کرده اید؟بپرسد چرا هر کجا که می روید، آنجا را به کلوپ حزبی تبدیل می کنید و یاران سابق را در رخت و کسوت نو گرد می آورید ؟ مگر آنان همه فن حریفند که در همه عرصه ها کنارتان انند؟ بپرسد که چرا کم گذاشته اید و با توان اندک چرا متولی به دوش کشیدن بار سنگین شده اید؟ بپرسد با چه هنری رسانه ای که تیراژ پرشمار و مخاطب فراوان داشت را به روزگاری کشانده اید که می بینیم؟ بپرسد چرا وقتی با دو دست یک هندوانه را هم نمی توانید بردارید، دست برای برداشتن چند ده هندوانه – بخوانید شغل- دراز می کنید؟ بپرسد چرا یک بار هم تحلیل ها تان گرهی نمی گشاید و مشکلی حل نمی کند. بپرسد چرا دهه میلیارد تومان هزینه پروژه ای می شود و بلا استفاده می ماند؟ بپرسد چرا قوانین را براساس افراد می نویسید و همگان را در تراز قانون نمی سنجید؟ بپرسد... خیلی چیز ها را بپرسد. این پرسش ها هم که بی جواب بماند، پایه صندلی شان را لرزان می کند ، پس برای آنکه کار به آنجا ها کشیده نشود در همین اول قدم که سخن بر سبیل تمثیل رفت، باید جلویش را گرفت و فریاد وامعصوما را چنان بلند برکشید که "معصیت های کاری" ما ندیده بماند. اینان نه درد دین که درد خود و منافع خود دارند. این البته مسئله ای است که حتما باید بدان پرداخته شود. معصومین(ع) شان خود را دارند و بزرگان نیز هم اما برخی ها می کوشند پشت مفاهیم بلند، قامت کوتاه مدیریت خود را بپوشانند که نباید چنین اجازه ای به آنان داد بلکه باید با شفاف سازی، همه متولیان را در کاخ شیشه ای نشاند تا همه بدانند که هرکس چه عیاری دارد و چه می کند و اول از همه هم از خود آقای رئیس جمهور و دولت باید شروع کرد که چه کرده اند و چه می کنند.اینان باید کارنامه ارائه کنند تا بتوان از دیگران هم مطالبه کرد. اینان باید در برابر کم گذاشتن به سوال گرفته شوند تا دیگران هم در نوبت قرار بگیرند و مخلص کلام اینکه ؛ دعوا نکنید. حرف نقد معصوم نیست، سخن از ضرورت نقد پذیری در جامعه امروز است پس خود را آماده کنید، همین!......
ب / شماره 3544 / دوشنبه 02 بهمن 1396/ صفحه اول و 3
/ 0 نظر / 88 بازدید