شهدای خیبر؛ ستاره های جاده شهادت

 

عملیات که می شد گویی دروازه ای، به وسعت عشق به سوی بهشت باز می شد.  آدم یاد «... یدخلون فی دین ا... افواجا» می افتاد که این بار، بهشت شرح دین خدا بود و فوج های مسلمانی، کاروان در کاروان شهید بود که از دروازه های معرفت، از جاده انتخاب راهی آسمان می شدند. عملیات که می شد گویی سفره ای به وسعت بی نهایت گسترانیده می شد تا جلوه ای دیگر از «بل احیاء عندربهم یرزقون» چشم ملائک و جان انسان را در شکوه تماشا به تحسین وادارد. عملیات که می شد، گویی نور شهادت در سیمای انسان های برگزیده آخر الزمان پرتلألو می شد. گویی اینان خود- هر کدام- به ستاره ای تبدیل می شدند که چشم ها را به راه حق هدایت می کردند. عملیات که می شد، گویی... حالا، عملیات نمی شود، اما همان عملیات ۳۰ سال پیش آن قدر حرارت دارد تا در هرم آن، امروز هم یخ های پندار را گرم کنیم تا آب شود و جاری  شود. در همان عملیات ها آن قدر ستاره و ماه کشف شده است که شب های به دور از جهاد را روشن نگه دارد. در همان عملیات آن قدر «شهید» کشف شده است که تا تاریخ، ورق می خورد، سهم شهود مردمان شود. آری، عملیات نمی شود، اما عملیات خیبر، که در ۳۰ سال پیش، انجام شد آن قدر «آیه» دارد که راه خدا را نشان دهد و چه آیه ای پرشکوه تر از شهید، از ابوالفضل رفیعی، از ابراهیم همت، از عامل از... تک به تک شهدایی که در خیبر، به یاد مولاعلی(ع)، مرحب های زمان را بر زمین کوفتند؟ عملیات نمی شود اما تا هنوز و تا همیشه، ابوالفضل رفیعی زنده است.رمضانعلی‌عامل زنده است و همه شهدا زنده اند، آنان سفره نشین نورند و به جاودانگی رسیده اند، حرفی اگر از مرگ هست در ماست در دلمردگی ماست که باید خدا را به حرمت شهدا قسم دهیم، «دلمردگی» مان را به «حیاتی دوباره» احیا کند و... عملیات نمی شود اما یاد رمضانعلی عامل تا همیشه جاودانه است که؛ زمانی که از حج برگشت، لباس احرامش را جانماز بچه های تیپ امام صادق(ع) کرد؛ وقتی جنازه اش را با لباس رزم در حرم امام رضا(ع) تشییع کردند، گویی دوستان درمی یافتند راز آن جانمازها را...

عملیات نمی شود، اما شهدا هستند و راه شهادت که اوج بندگی خداست، هرگز بسته نمی ماند.

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1392/12/06 شماره انتشار 18633 /صفحه۵/فرهنگی

/ 0 نظر / 87 بازدید