طرح تحول اقتصادی و یک نکته

طرح آمارگیری در راستای طرح تحول اقتصادی دارد به آخرین روزهایش می رسد و بر اساس اخباراعلامی بیشتر خانوارها در آن ثبت نام کرده اند. این که این طرح چیست و چقدر در گره گشایی از روزگار معیشتی مردم می تواند موفق باشد یا خود بر گره ها می افزاید مسئله ای است که اهل نظر باید بدان بپردازند و صاحب این قلم را در این ساحت نه توشی است و نه توانی تا قلمی بزند و سخنی بنگارد. مسئله اقتصادی است و اهل اقتصاد دانند و کار با خسروان است که صلاح مملکت خویش می دانند و باید خوب بدانند. آنچه در این میان توجه برانگیز بود برای من، میزان صداقت شهروندان در بیان نوشتاری میزان حقوق و ملک و درآمد و... بود که بسیاری، خیلی کمتر از آنچه دریافت می کنند به عنوان حقوق و یا درآمد اول، می نویسند و دریافتی های دیگر را هم اگر بنویسند بسیار کمتر از رقم واقعی آن می نویسند. قیمتی هم که برای ملک خود ذکر می کنند چنان است که اگر بفروشند و کسی بخرد خواهد توانست همان روز با دو برابر قیمت بفروشد. تازه بماند که بسیاری از املاک خود را اصلا نمی نویسند. به خصوص خانه های قولنامه ای و یا مغازه هایی که کار تجاری می کند اما پروانه تجاری ندارد و... در یک کلام؛ صادقانه نمی نویسیم و به صداقت پاسخ نمی گوییم. شاید این مسئله به بحث اعتماد متقابل «ملت-دولت» برگردد و شاید به خلق و خوی ایرانی که پشت پرده را دوست تر می دارد و شاید این که بسیاری فکر می کنند هر چه رقم را پایین تر حساب کنند، یارانه بالاتری دریافت خواهند کرد و شاید مسائل دیگری است که ما نمی دانیم اما این مسئله را از هر سو که باز بخوانیم قابل توجه است و قابل تامل نیز هم که مسئولان باید تدبیر کنند و اهل نظر به چاره جویی برخیزند چه از آماری که بر اساس بی صداقتی گرفته شود، پاسخ صادقانه هم نمی توان انتظار داشت و وقتی صغری و کبری یک مسئله ناصادق بود نمی توان از آن نتیجه صادقانه گرفت.از سوی دیگر این را می شود پرسید که گیریم این دروغ نویسی مقبول افتد و یارانه بر همین اساس بدهند، آیا آنچه می گیریم مشروع خواهد بود؟ از امام علی علیه السلام نقل شده است که از راه ناحق نمی توان به حق رسید حالا آیا می توان آنچه به دروغ به ما می رسد را حق خویش بدانیم؟ آیا کسب مال از طریق ارتکاب فعل حرام دروغ گویی حلال خواهد بود؟ آیا به فردای جامعه که این لقمه ها هم به لقمه های موجود اضافه شود اندیشیده ایم که چه خواهد شد و بر ما چه خواهد رفت؟امیدوارم در این موضوع بیشتر تامل کنیم. از سوی دیگر اگر این ناصادقانه نویسی ها به موضوع اعتماد متقابل ملت-دولت برگردد باز هم جای تامل فراوان دارد که دولتیان باید به چاره برخیزند چه وقتی اعتماد از میان برخیزد و بی اعتمادی جای آن بنشیند نمی توان دل خوش بود. فکر می کنم برای تعمیق و توسعه اعتماد متقابل باید بیش از پیش تلاش کرد اگر برای فردای این ملک دل می تپد که می تپد پس انتظار می توان داشت تا گوهر صداقت بیش از پیش رخ زیبای خود را نشان دهد البته برخی از افراد که ناصادقانه می نوشتند می گفتند وقتی دولت خود صادقانه نمی گوید و معلوم نیست می خواهد با این طرح چکار کند چه انتظار دارد مردم صادقانه جواب بگویند؟ خب اگر می خواهند یارانه را بدهند، به همه بدهند! برای همه حساب باز کنند و پول را واریز کنند!! به حرف این قبیل شهروندان کار ندارم که جای بسی تامل دارد و به این هم نمی پردازم که گفته می شود قانون برای دارایی مردم حرمت قائل است و آن را محرمانه می داند. حرف من این است که نمی شود با رفتار و گفتار ناصادقانه انتظار صداقت داشت و نه با اطلاعات باطل به حق رسید و نه می شود با بی اعتمادی به توسعه کشور فکر کرد حرف من هشداری است به ملت و دولت که تامل باید کرد و تدبیر و ... این الف را گفتیم و بسنده باید کرد که در خانه ای که کس است همان نقل الف بس است. صفحه 02 یادداشت روز ، شماره سریال 17069 ، تاریخ انتشار 870610

/ 0 نظر / 89 بازدید