گردشگری و جنگ فرصتی که باید از نو شناخت

جنگ زوایای مختلفی دارد که باید یکان‌یکان آن بررسی شود و از آن درس آموخت. خط‌به‌خط آن باید نوشته و هزار بار خوانده شود و بستانکاری‌های ما احصا گردد، ازجمله اینکه ما در جنگ یک طلب مهم از متجاوزان عراقی داریم که قطعاً باید در سیاهۀ مطالباتمان ثبت شود، هم برای پیگیری‌های حقوقی و هم برای ثبت در تاریخ. ما در جنگ بناهای رفیع باستانی و مواریث ارزشمند میراث فرهنگی خود را زیر بمب و موشک متجاوزان دیدیم، و مشاهده کردیم که جنون صدامی‌ صفحات فیزیکی و تجسمی‌ تاریخ ما را به‌آتش کشید، آسیبی که تاریخ فیزیکی ما دید کمتر از آسیبی نبود که اقتصاد و صنعت ما دید، که بیشتر هم بود، چون اقتصاد را و صنعت را می‌شود دوباره احیا کرد، اما آثار باستانی را نمی‌شود از نو ساخت. ما در جنگ فرصت عظیم گردشگری را هم از‌دست دادیم. فرصتی که می‌توانست چهرۀ نو و پیام تازۀ ایران انقلابی را به جهان معرفی کند زیر بمباران نابود شد. ما این طلبکاری را ثبت تاریخ می‌کنیم تا آیندگان بدانند در جنگی که شعله‌اش را دیوانه‌ای به‌نام صدام برافروخت چه بر سر تاریخ فرهنگی و باستانی این دیار آمد که در شمار کشور‌های بسیار غنی به‌لحاظ برخورداری از آثار کهن و مواریث دیرپاست.اما با همۀ تلخی‌ها ما از جنگ تحمیلی دشمن عبور کردیم و مفهوم متعالی «دفاع مقدس»را آفریدیم. ساحتی نو گشودیم که به‌واقع واژۀ «جنگ» را برای ما بر‌عکس نوشت تا خدا اجر رزم و صبوری ما را چنان بدهد که از ویرانۀ «جنگ» به «گنج» برسیم، گنجی که همۀ حوزه‌های کشور را می‌تواند تغذیه کند و همۀ حوزه‌ها باید سهم خود را از این گنج برگیرند، منتهی با استخراج در حوزۀ خود.

ما در حوزۀ گردشگری به فرصت بی‌بدیل گردشگری جنگ و دفاع دست یافته‌ایم که در نوع خود می‌تواند، اگر نه بی‌نظیر، لااقل کم‌نظیر باشد. ما، اگر‌چه مواریث فیزیکی و بناهای فراوانی را ازدست دادیم، اما منازل و بناهای معمولی شهر‌هایمان، خود، بر‌اثر جنگ به آثاری با قدرت فوق‌العادۀ تولید پیام تبدیل شد. دیوار‌های گلوله‌خورده، سقف‌های فرو‌افتاده، پل‌های مجروح و صدها اثر بکر دیگر می‌تواند جاذبۀ گردشگری شود و حتی جای آثار باستانی را پر کند.

ما، اگر بتوانیم راه گردشگران جستجوگر و منصف را به مناطق آسیب‌دیده از جنگ باز کنیم، بخش اعظم راه را پیموده‌ایم و آن‌ها خود خواهند دید آنچه را که باید و خواهند گفت آنچه را که دیده‌اند و پیام ما که عزت در‌عین مظلومیت است و مظلومیت در اوج تنهایی است به جهان خواهد رسید و مردم جهان از زبان گردشگران خود خواهند شنید ملتی که می‌خواست آزادانه و مستقل زندگی کند با انواع جنگ‌افزار‌های شرقی و غربی آماج بمب و موشک‌های مرگ‌آفرین قرار گرفت و خانه‌هایی که مردم به‌هزار زحمت ساختند تا آشیانۀ مهر و سقف زندگی‌شان باشد در جنون مرگبار صدام به گورستانشان تبدیل شد. دنیا خواهد شنید و شنیده‌ها را سؤال خواهد کرد و پیش‌روی دولتمردان خود خواهد گذاشت که «سهم شما در نابودی آثار فرهنگی و تاریخی بشریت چقدر است.». مگر نه اینکه امروز، وقتی خبری از ویرانی یک اثر باستانی توسط داعش منتشر می‌شود، همه به‌حق به فریاد برمی‌خیزند، اما این فریاد‌ها کجا بود وقتی خشت‌خشت بناهای باستانی و آثار فرهنگی ما زیر بمباران صدامی‌ به‌فغان در‌آمده بود؟!

باری ما در جنگ فرصت‌های زیادی برای توسعه را ازدست دادیم، اما فرصت‌های بی‌بدیلی در همۀ حوزه‌ها را خدا به ما عنایت کرد تا بتوانیم با بهره‌گیری از آن‌ها گام‌هایی چنان بلند برداریم که عقب‌ماندگی‌ها هم جبران شود. حوزۀ گردشگری و میراث فرهنگی و حتی صنایع دستی از آن حوزه‌هاست که با اغتنام فرصت تازه می‌تواند نگاه تازۀ جهانیان را به این سو بکشاند و مدیریت کند، تا پیام تاریخ این ملک به نسل‌های امروز و فردا برسد. گردشگری جنگ که شِمای داخلی آن را در اعزام «راهیان نور» تجربه می‌کنیم و بستر‌سازی برای ورود گردشگران خارجی می‌تواند ادای دین این حوزه باشد به حماسه‌سازانی که ایستادند تا، اگر بناها هم فروریخت، زمینی باشد و نگاهی باشد و دستی باشد که دگرباره تاریخ را بسازد و از ویرانه‌های جنگ آبادانی‌های چشم‌نواز برآورَد. و همۀ این‌ها هست. باید با برنامه به‌سوی فردا حرکت کرد.

شهر آرا/ شماره 2371/ دوشنبه 3 مهر 96/ صفحه اول و 4/ چ2

/ 0 نظر / 90 بازدید