چشمان عمو هنوز هم می بیند

صله رحم که باشد، «دید»ها به «بازدید»ها که گره بخورد، هم دل ها مهربان تر می شود و هم خویشاوندان از روزگار هم باخبرتر می شوند تا اگر خدای نکرده خطری زندگی خویشاوندی را تهدید کند، همه پای کار می آیند دست هاشان به یاری دراز می شود و گره های کلاف زندگی فرد چنان باز می شود که دست هایش برای یاری دیگران باز شود، این که در آموزه های دینی بر صله رحم بسیار تأکید می شود اگر فقط همین کارکرد را داشته باشد باز می ارزد که ایمان به این آموزه ها را عمیق تر کرد. در این نوشتار می خواهم به چند مصداق اشاره کنم که پس از درج «سفر یا صله رحم» در ستون بدون موضوع پنجشنبه هشتم اسفند، خوانندگان محترم با حقیر در میان گذاشتند، مصداق هایی که مشت بود نمونه خروار خروار مهربانی که از صله رحم برمی خیزد، شما هم آن روایت را از گزارش این قلم بخوانید؛

۱ - چشمان مرد هر روز کم سوتر می شد، دکتر گفته بود باید عمل کند، هزینه عمل را که شنید، مرد خود را برای روزهای تاریک فردا آماده کرد. دست خالی او و هزینه عمل غیرممکن بود اما... اما وقتی برادرزاده های مرد «عمو» را غمگین یافتند و از ماجرا باخبر شدند، چشم «کوری» کور شد. آنان با پرداخت همه هزینه ها، عمو را به اتاق عمل فرستادند. دوران نقاهت را هم کنارش ماندند و چشمش شدند، حالا هم عمو می تواند زندگی را زیباتر از همیشه ببیند و برای قامت برادرزاده هایش صلوات بفرستد.

۲ - جوانی است و هزار جور رفیق باب و ناباب، اما جوان این ماجرا با ناباب ها جور شد، خب یکی از«باب»هایی که به روی «ناباب»ها باز می شود اعتیاد است. آقا بهروز ما هم معتاد شد، بد جوری هم گرفتار شد از دست پدر و مادر هم کاری برنمی آمد تا «تک فرزند» خود را به راه آورند. پسرعموهایش که ماجرا را فهمیدند، دست به کار شدند.اول ترکش دادند با هزینه خود، دوم مراقبت کردند تا اعتیاد را و رفیق ناباب را یک جا کنار بگذارد، سوم برایش «کار» پیدا کردند و چهارم برایش زن گرفتند، الان آقا بهروز، واقعا هم «به روز» است.

۳ - مرد خانه نشین شد اما نه با دست پر، خانه نشینی با دست پر هم عذاب آور است، چه رسد که دستت هم خالی باشد، آن وقت سفره ات هم خالی می شود، همیان آبرویت هم مگر چقدر ذخیره دارد برای خرج کردن؟ نه، نمی شود اما... پسر عمه هایش نگذاشتند، دست مرد خالی بماند، نگذاشتند دست به «همیان» آبرو برد و حتی نسیه خرید کند، بی آنکه چیزی بشنوند از مرد، بی آنکه او مطلع شود، هر کدام به فراخور یا کالایی می فرستادند و یا حتی ناشناس به حساب مرد پول واریز می کردند، تا حتی واریز کننده پول را هم نشناسد و...

بله، صله رحم که باشد، آمد و شد که باشد، از هم باخبر که باشند به گاه نیاز همه تا جایی که می توانند پای کار می آیند...

راسان - مورخ چهارشنبه 1392/12/14 شماره انتشار 18640 /صفحه۱۶/بدون موضوع

 

/ 0 نظر / 90 بازدید