پرونده "گرگ‌های زرد" پس از اعدام هم مفتوح باشد

 

‏«عنکبوت»، اعدام شد، طناب دار، آخرین نفس‌های «کرکس سیاه» را گرفت. کفتار پیر، شکار شد، روباه زرد، به دام افتاد، خفاش شب مرگ را چشید بیجه بالای دار رفت و... جنایت کارانی از این دست، مثل علف هرز شکل گرفتند، قد کشیدند، زمان و زمین را آلوده کردند و... ما اصحاب قلم بارها و بهارها، پس از کشف هر مورد، گفتیم و نوشتیم، فقط به دستگیری و محاکمه و حتی اعدام این موجودان بسنده کردن، چاره کار نیست. گفتیم، با اعدام یک جانی، جنایتکاری دیگر جای او را می‌گیرد. نوشتیم، باید این‌ها را به عنوان «کیس‌های ویژه» مورد مطالعه قرار داد، نشست و بررسی کرد و راه‌های تبدیل شدن یک شهروند معمولی به جنایتکاری غیرمعمولی را باز خوانی کرد و تا جایی که می‌شود، کاری کرد، نسل اینان رو به کاهش بگذارد. گفتیم باید کاری کرد و چنان قاطع و سریع، پرونده‌های ایشان را جمع کرد که به «عبرت» برای دیگران تبدیل شود که شاید خطی شیطانی در مخیله‌شان نقش بسته باشد. گفتیم و به هر پرونده مسئولان را به فراگیری تجربه جهانی، پلیس و قاضی را به جدیت، دانشگاهیان را به مطالعه، جوانان را به عبرت و جامعه را به هوشیاری خواندیم، اما هر از گاه، جنایتکارانی زخم بر گونه جامعه می‌شوند که درمی‌یابیم، هنوز کارهایی که «باید» انجام نشده است. به پس زمینه‌ها که می‌نگریم، حاصل مطالعات و بررسی‌های جامعه پژوهانه و روان شناختی اهل فن را نمی‌بینیم. بارها گفته‌ایم که حراست از جامعه فقط وظیفه پلیس و دستگاه قضا نیست، دانشمندان دانشگاه‌ها و عالمان حوزه هم برای نگهبانی از سلامت جامعه و سلامت آحاد جامعه مسئولند و تریبون داران «باید» نقش خود را در این عرصه به انجام رسانند، اما... اما شکل‌گیری پرونده‌هایی از این دست، نشان می‌دهد، هنوز خیلی کار داریم. اصلاً وقتی کارهای اخلاقی، روان‌شناختی، جامعه شناسی، مردم شناسی، تربیتی و... روی زمین می‌ماند، مسئله به معضل، معضل به بحران تبدیل می‌شود تا پلیس پای کار بیاید، حال آن که اگر نهادهای متولی فرهنگ و جامعه، نقش خود را درست ایفا می‌کردند، کار به این جاها کشید و... حرف زیاد است اما درد از آن هم زیادتر است و متولیان در کنار اجرای قاطع حدود الهی برای عبرت آموزی و تشفی روان جامعه، برای تکثیر نشدن نسل نوادگان شیطان و گرگ‌های هار باید کار کنند. اما یک نکته: گرگ‌ها، با تاکسی جنایت می‌کردند. یعنی امنیت امن‌ترین وسیله حمل و نقل عمومی را زیر سوال بردند. یعنی، حیثیت زحمت‌کش‌ترین قشر و امین‌ترین گروه اجتماعی را خدشه‌دار کردند و به روی اعتماد عمومی به عنوان یک سرمایه بی‌بدیل اجتماعی، خنجر کشیدند و این خود گناهی است نابخشودنی و حق است که تاکسیرانان مدعی این جانیان شوند و تاکسی‌رانی نیز دایره نظارت خود را توسعه و عمق بخشد، تا با حیثیت یک سازمان عمومی و امین چنین بازی نشود... امیدواریم، دیگر چنین خبرهای تلخی نشنویم

/ 0 نظر / 95 بازدید