ما برای انقلاب چه کرده ایم؟

به مقایسه برمی خیزیم و با دانسته های ظاهری خود می خواهیم به کنه ماجرا برسیم اما نتیجه گیری هامان می شود شبیه همان کلیپی که گاهی تلویزیون پخش می کند و آدم را از قضاوت عجولانه در زندگی پرهیز می دهد و در آخر می نویسد: هیچ وقت باطن زندگی خود را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید. ما اما مقایسه می کنیم و رهاورد این مقایسه نه تنها ما را به مقصد نزدیک نمی کند که گاه فرسنگ ها هم دور می کند. ما به مقایسه کشور با دیگر ممالکی می پردازیم که از دور برای ما سیما و صدایی خوش دارد اما نمی دانیم که در زیر پوست شهرهای آن چه می گذرد که اگر می دانستیم در سنجش، همه امتیازات را در کفه آنان نمی گذاشتیم. اگر همه جانبه نگاه کنیم در خواهیم یافت که به رغم همه مشکلات، مقدار قابل احترامی از راه را آمده ایم اما واقعیت هم این است که بسیاری از راه مانده است. من معتقدم که نه باید در وادی یأس نشست و نه به غرور در غفلت زمین گیر شد و همه چیز را عالی دانست چنانکه – متأسفانه – برخی چنین می پندارند و نقد را هم تاب نمی آورند، هر دو رویه خطاست. نه باید سفیدِ سفید دید و بر سیاهی ها چشم بست و نه چنان در سیاهی چشم گشود و عادت داد دیده را که فراوان نقاط سفید را نبیند. باید واقعیت ها را دید. باید برای توسعه ظرفیت ها و عملی شدن توان های بالفعل کوشید. من این نگاه کرامند استاد صفائی حائری را عین صواب می دانم که در صفحه ۱۵۷ کتاب ارجمند “درس هایی از انقلاب” می فرمایند: ” این حرف که دیگران در شرایط امروز ایران بهتر مى‌‏توانند کارگشا باشند یک شعار و یک فریب است. ولى این حرف که همین مسئولان‏ مى‌‏توانند بهتر از این کار کنند، این مطلوبى است که رهبرى هم از آنها مى‌‏خواهد و حتى راه انتقاد را هم نشان مى‌‏دهد.” بله ما ظرفیت های مغفول مانده فراوان داریم. حتی اگر نگاه “فوق مثبت بین ها” را بپذیریم که می گویند در این چهل سال به اندازه چهارصد سال کار شده است اما به اندازه چند صد سال هم ظرفیت خالی مانده است که می شود پر کرد اما ” از این دو حرف- نگاه- گذشته، این هم یک سؤال است که من و تو در برابر کمبودها و نارسایى‌‏ها چه باید بکنیم؛ تضعیف کنیم، توجیه کنیم یا به تکمیل برخیزیم. حقیقت این است که ؛ تضعیف، جنایت ، توجیه، حماقت و تکمیل، رسالت ماست.” فکر می کنم اگر ما خود را در برابر این سؤال قرار دهیم دیگر به جای طلبکاری صرف از همه، برای خود هم سهمی قائل خواهیم شد از پاسخگویی چه وقتی می خواهیم خانه ای زیبا و زندگی زیبا داشته باشیم به قاعده نمی توانیم بنشینیم به تماشا و طلبکاری بلکه خودمان هم باید به اندازه توان مان به میدان بیاییم و هزینه کنیم. اگر آمدیم، اگر دیگران هم آمدند آن وقت می توان به فعال شدن ظرفیت ها امید بست و به فردایی چشم روشن داشت که موفق تر از امروز خواهد بود.


ب / شماره 3838 / سه شنبه 16 بهمن 1397 / صفحه اول و 3/

http://www.birjandtoday.ir/?p=70168


/ 3 نظر / 148 بازدید
tala1

با سلام هم خوش خیالید و هم خوش باور .

tala1

خوش خیالید و هم خوش باور . چون دارید همان حرفهای تکراری دهه اول انقلاب رو میزنید و ظاهرا هم همان چرخه داره تکرار میشه 1

tala1

ملت ایران به خیال رسیدن به مقصد اسلامیت و انسانیت گوش بفرمان سوار اتوبوس انقلاب شدند و اتوبوس رو سپردن دست یه شوفر و شاگر شوفر . غافل از اینکه نه شوفر خبره بود و نه شاگرد شوفر . این شد که اتوبوس انقلاب رو هدایت کردند به جاده ای سنگلاخ و پر از دست انداز . هر چه از سرنشینان راننده عوض کردیم افاقه نشد که نشد . یکی از یکی بدتر و چموشتر فقط اتوبوس رو به پیش میروندن و سرنشینان دربو داغون و خسته و خسته از وعده های رسیدن به مقصود. و عاقبت این اتوبو به مقصد مقصود سرنشینان نخواهد رسید و قبل از رسیدن تمام بدنه ان از هم وا رفته و قطعه قطعه از بدنه جدا و به سمتیپرتاب و نابود خواهد شد . و فقط خدا کند این رانندگان پر مدعا و طبل توخالی سرنشینان را به ته دره نفرستاده و نیست و نابود نکنند.