سوز سرما و آقای پلیس


 

سرما خوردیم، ما که از اتوبوس گرم پیاده شده بودیم؛ ساعت حوالی ۴ بامداد دیروز، در «ایست و بازرسی کامه»، سرما خوردیم، اما تلخ نبود این سوز سرما، مثل شربت طبیب که با همه تلخی اش شیرین است چون سلامت می آفریند و بیماری را از تن می تاراند.

سرما خوردیم ما مسافرانی که از اتوبوس پیاده شدیم. شاید هم کمی غر زدیم. اما ناراضی نبودیم. ماجرا از این قرار بود که در پست ایست و بازرسی کامه، ماموران نیروی انتظامی به اتوبوسی که ما مسافرش بودیم مشکوک شدند و مسافران را پیاده کردند تا اتوبوس برای بازرسی به جایگاه برود. و رفت و ما ماندیم و سوز سرمایی که بر چهره ها می نواخت و گاه تا استخوان نیز می رسید، به خصوص برای کسانی که سال های پیش سوز سرمای مناطق عملیاتی غرب کشور را به جان تجربه کرده بودند و حالا پس از سال ها به اندک سرمایی از پا می افتادند اما بر پا بودن و حساس بودن ماموران برای آن ها هم عزیزتر بود. بگذریم. برخورد دو درجه دار  ناجا هم قابل تقدیر بود که از سرمای هوا می کاست با گرمی که در نگاه و کلام داشتند اما... اما کاش در کنار این ایست و بازرسی ها، نمازخانه ای، گرم خانه ای ،جایی... در نظر گرفته می شد تا در چنین شرایطی مردم از سوز سرما در امان باشند، چه تلاش پلیس هم برای خدمت به مردم است حتی وقتی به کار تجسس است پس بهتر که این خدمت در کنار دیگر خدمات از جمله در نظر گرفتن جایی برای پناه مردم، در کام ها شیرین تر بنشیند.

ماموران با خوشرویی جواب می دادند و در آخر هم یک نسخه از روزنامه خراسان به صاحب این قلم دادند، بدون این که بدانند او خود اهل خانواده خراسان است و افتخارش خدمت به خوانندگان این روزنامه.

بگذریم، نکته ای دیگر هم بود که حیف است ناگفته بماند، پس از بازرسی و آزادسازی اتوبوس. راننده از آن جا تا مشهد کلام انتقادآمیز بر لب داشت. شاید نوع تعامل ماموران و یا شاید شرمندگی او در برابر مسافران در سرما مانده، وی را بر انتقاد آورده بود؛ اما من احساس می کردم، این دلخوری بر کار راننده می تواند اثر بگذارد. به هر حال می گویند با راننده نباید صحبت کرد هنگام کار، اما صحبت های قبل از رانندگی هم بی اثر نیست، هر چند در بحث ماموریت از این گفتن ها گریزی نیست اما معتقدم نوع برخوردها باید به گونه ای باشد که کمترین استرس را وارد کند. به گونه ای که راننده یا مسافر حتی اگر بازرسی بدنی هم می شود باز احساس کرامتش خدشه دار نشود و با احساسی ترک برداشته پشت فرمان ننشیند.

این البته دو سویه است هم ماموران باید در نهایت حرمت با مردم رفتار کنند و اعمال قانون باید پر از کرامت باشد و هم من و توی شهروند باید بپذیریم بازرسی از ما نه برای شکستن غرور که برای احیای غرور انسانی است.

بپذیریم بیدار بودن و هوشیار بودن و حتی حساس بودن پلیس را باید قدر بدانیم. حتی اگر طرف ماجرا خود ما باشیم. ما در آموزه های دینی آموخته ایم که حق را باید گفت، هر چند علیه خود ما باشد و حالا هم باید به قانون احترام گذاشت حتی به قیمت سوز سرما.

اما این سوز را با مهر، با احترام و با تهیه مکانی برای مردم می شود از جان ها دور کرد.

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17110 ، تاریخ انتشار 870729
/ 0 نظر / 109 بازدید