حدیث امام محمد باقر(ع)، کلیدی برای فردا است

امام، امیر زمان و زمین است و هرگز به اسارت آن در نمی آید. امام مدیریت زمان و اهل زمین را در دست دارد لذا بهترین شیوه را در هدایت امت بر می گزیند. 

یک روز تیغ بر کف و دیگر روز، حدیث بر لب چه وقتی که شبهات فراوان می شود و کلمات باطل، خود را لباس حق می پوشانند و در صف حقایق می ایستند، وقتی کلمات به اسارت قدرتمندان باطل کیش می روند و به عنوان سرباز به عرصه فکر و اندیشه و فرهنگ باز می گردند، وقتی حتی قاضیان و متکلمان بر اساس هندسه امویان پرورش می یابند و فقه و کلام و قضا را به خدمت آنان می برند، باید تیغ کلام از نیام بلاغت کشید. 

باید تیرهای روشنی در چله کمان اندیشه کرد، باید میدان رزم را در قامت کلاس درس آراست و پنجه در پنجه شد با هر چه باطل حق نماست و باید حق را از حصار ناحق بیرون کشید و... این گونه است که امام باقر علیه السلام، کربلای خود را در عاشورایی به وسعت ۱۹ سال، در مدرس و مدرسه و مسجد؛ طراحی می کند. پندارها و گفتارهای ناصواب را به قوت استدلال صواب، مثل علف های هرز از ضمیر و ذهن مردم بیرون می کشد، با سلاح اندیشه و بلاغت، ساحت فقه و کلام و فلسفه و قضا را از آلودگی ها می پالاید و حقیقت دین را، زلال و گوارا، فرا دست مردمان می گذارد تا همگان بدانند اسلام رسول ا... نه آن است که بوزینگان بر منبرهای شام آواز می کنند، بل اسلام حقیقی را باید در کلام معیار و رفتار میزان و کلاس امام باقر(ع) یافت که غبارها را کنار زده، پرده ها را بالا برده تا آنچه رسول ا... برای آن مبعوث شد، در دسترس مردم قرار گیرد. 

آری، امام باقر(ع) کربلا را در کلاس و شمشیرها را در جان کلمات یافته بود و الا وقتی دست به کمان می شد، حتی در پایگاه باطل، شام، در حضور خلیفه جائر، هشام، تیر بر فاق تیر قبلی می نشاند تا نه تیر که هشام را به هم ریخت، اما آن روز، زمان تیغ و تیر نبود، زمان قلم و کلمه بود و امام باقر، چنان در این عرصه می رزمید، که حسین(ع) در کربلا و علی مرتضی(ع) در بدر و خیبر و خندق و صفین و نهروان... و همین جهادگری بود که هشام را در جایگاه یزید نشاند، تا دگر باره زمین و زمان را از نعمت وجود نورانی حجت خدا محروم کند و این بار «زهر» کار شمشیر کرد، تا آفتاب بر چشمانی بگرید که در ضریح پلک قرار گرفت اما اگر یزید توانست با غروب عاشورا، خورشید امام حسین(ع) را به محاق برد، هشام هم توانست، پایان ظاهری امام باقر را رقم زند. 

اما هم چنانکه خورشید عاشورا هرگز غروب نمی کند، آفتاب باقری نیز همچنان نور می افشاند، کلام امام باقر، حدیث می شود و راه باز می کند، حال آن که هشام قرن هاست مرده است و نامی از او اگر به میان می آید، با پسوند لعنت ا... علیه بدرقه می شود چنانکه ما امروز، به ننوشیدن جامی چند از دریای اندیشه امام باقر(ع)، جان روشن می کنیم و با کلام ایشان، که کلید فرداست، قفل های بسته پندار و رفتار را می گشاییم و به قال الباقر... جهان را به احترام وامی داریم، اما هشام، مثل یزید مثل همه باطل کرداران از میان رفته است اما امام هست، حی و حاضر و رهنما. چنانکه گویی همین امروز در مسجد و محراب به کار هدایت خلق است و به جرات می توان عمق استراتژیک انقلاب اسلامی را هم در مکتب ایشان یافت و شهیدان را خالص ترین درس آموزان این مدرسه دانست که  در هویت باقری خویش، با هشام ها به جنگند هنوز و در جنگ نرم نیز جوشن پوش کلام آن امام همام هستند.

 حیات / تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶  | شناسه مطلب: 135540/چ2

 http://hayat.ir/fa/135540/

/ 0 نظر / 98 بازدید