کربلای5 معادلات جهان را تغییر داد

کربلای 5 فقط یک عملیات نظامی نبود که دو ارتش پنجه در پنجه شوند و همه چیز در همان جغرافیای جنگ، تعریف شود. این عملیات مجموعه ای از کنش ها و واکنش هایی را شامل می شد که در حوزه روحی و روانی، سیاسی و اجتماعی، بین‌المللی و... قابل تعریف بود. این که می گویم این عملیات را از منظر روحی باید دید، از آن روست که فقط با فاصله دو هفته از کربلای4 اتفاق افتاد، درست در شرایطی که دشمن به جشن نشسته بود پیروزی خود خوانده را و به توزیع مدال ها مشغول بودند و می پنداشتند "دیگ آبگوشتی" بار گذاشته اند که هرم آتش آن حد اقل تا یک سال آنان را از دریافت ضربه مصون خواهد داشت . در مقیاس های ظاهری هم پربیراه نبود این تصور اما از منظری غیر مادی، اشتباه عراقی ها این بود که فکر می کردند با دفن کردن غواصان با دست های بسته و چشمان باز، هم آنان را تمام کرده اند و هم کاررا. برایشان قابل فهم نبود که شکلی تازه از جنگ شروع شده است و مظلومیت غواص های زنده به گور چنان خدا را بر سر غیرت می آورد که قدرت انتقام آن خون های پاک و جان های تابناک را در بازوان لشکریان خویش قرار می دهد تا در کربلای 5 همه جشن های عراقی ها را عزا کنند و چنان ضربتی به دشمن زنند که دنیا برای اولین بار به این نتیجه برسد که جنگ دارد به زلزله ای در ارکان ستم صدامی تبدیل می شود. از سوی دیگر، ما دریافتیم که اگر بهترین برنامه ها و تجهیزات و نفرات را هم داشته باشیم اما نگاه مان از آسمان به زمین آید و در سیستم نبرد و جنگ افزارها قفل شود و در کرسی غرور بنشینیم، به زمین خواهیم خورد چنان که پیش از این هم تجربه کردیم بنابراین بعد از کربلای 4 که افتادن یوسف به ته چاه بود برای ما، نوبت برآمدن یوسف از چاه و رسیدن به عزیزی مصر معادلات جهانی بود در کربلای 5 بنابراین من نقش غواصان شهید کربلای4 را در پیروزی کربلای5، کمتر از غواصان کربلای5 نمی دانم که نقشی افزون تر برای آنان قائلم که ثابت کردند اگر هزار بند هم بر دستان مان ببندند هرگز و هرگز و هرگز" یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ" نخواهد شد بلکه سرانجام "غُلَّتْ أَیْدیهِمْ" خواهد بود به اضافه �وَلُعِنُوا بمَا قَالُوا� و ادامه آیه شریفه 64 سوره مائده را نیز که باز بخوانیم در شرح صدامیان صادق خواهد بود که "وَلَیَزیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَیٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْب أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًاوَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ". خدا مفسدان را دوست ندارد و این را در کربلای 5 ثابت کرد تا فتح به نام ما نوشته شود و دستِ برتر ما در حوزه سیاست و به ویژه سیاست بین المللی بالاتر برود و دنیا بعد از شکست طرح های تدافعی عراق که توسط ژنرال های شرقی و غربی بر زمین نشسته بود و توسط آواکس های آمریکایی- سعودی از هوا هم رصد می شد، به این نتیجه یقین پیدا کند که خوابی که برای ما دیده بودند، رویایی واژگونه یافته است و این جنگ فرسایشی و بدون پیروز، دارد یک طرف پیروز پیدامی کند به نام بلند جمهوری اسلامی ایران. این که شورای امنیت به تحریر قطعنامه 598 می پردازد که تا حدودی مطالبات ما را از جامعه جهانی پاسخ می دهد و عراق را در جایگاه متجاوز می نشاند، ثمره رزم دلاوران کربلای 5 است که غیرت مظلومانه مردان کربلای4 هم پشتوانه آن بود. این عملیات معادلات پیشین را برهم زد و آن را با طرحی تازه روی میز چید تا جامعه ما نیز به عینه عنایت خدا را ببینند و بدانند هرگاه بی غرور و خاضع برای خدا برخیزند، دشمن زمین می‌خورد حتی اگر همه قدرت های جهانی پشتیبانش باشند و این نگاه در حوزه های سیاسی و اقتصادی و بین المللی امروز هم صادق است....
خراسان / شماره : 19736 /پنج شنبه ۲۸ دي -۱۳۹۶ / صفحه 9/ پلاک عزت
/ 0 نظر / 86 بازدید