هشدار به دانش آموزان


آغاز سال تحصیلی و رفتن دانش آموزان به مدرسه، سوای دغدغه های آموزشی، دل نگرانی های دیگری را هم برای خانواده ها به دنبال دارد. دل نگرانی هایی که ناشی از حوادث اتفاق افتاده در سال های گذشته است؛ حوادثی چون شکار دانش آموزان به دست گرگان آدم نمای اخلاقی، تصادف و ...که از لحظه بیرون رفتن فرزند از خانه تا بازگشت او مدام با خانواده است. چیزی که شاید فرزندان تصورش را هم نداشته باشند و سرگرم تخیل های کودکانه راه خانه تا مدرسه و مدرسه تا خانه را با شادی های کودکانه سپری کنندو اصلا به ذهنشان هم نرسد که ممکن است خطرهایی آنان را در کمین باشد اما والدین که می دانند، اولیای آموزشی نیز هم، پس شایسته است دست به کار آگاه سازی فرزندان دانش آموز شوند، هرچند شاید در میان دروس رسمی، درسی به اسم مهارت سازندگی در شهر و آشنایی با خطرات احتمالی نباشد، اما معلم ها در لابه لای سایر دروس می توانند مستقیم و غیرمستقیم این مهارت ها را بیان کنند و از جمله مهارت نه گفتن به غریبه ها و افراد غیرمطمئن را به دانش آموزان بیاموزند تا هنگامی که در برابر خواسته افراد قرار می گیرند که آنان را به همراهی و راهنمایی و ... می خوانند، با «نه»گفتن، خود را از خطرات احتمالی برهانند. چه بارها اتفاق افتاده است که شکارچی آبرو، به بهانه یافتن یک آدرس، دختر و پسر دانش آموز را همراه خود کرده است و پایان کار، آغاز بدبختی دانش آموز بوده است. اتفاق افتاده که فردی، بسته ای را به پسری داده است که به دست فلان آدم سرکوچه برساند و بسته حاوی موادمخدر بوده است. اتفاق افتاده که به بهانه یک پرسش او را به کنجی کشانده و از او زورگیری کرده اند. اتفاق افتاده به دنبال دانش آموز آمده اند و با بیان این که پدر یا مادرت ما را به دنبال تو فرستاده است تا به خانه یا مکان دیگری ببریمت، بچه معصوم مردم را به شکارگاه کشانده اند. شکارچیان گاه از شگرد نامه پدر و مادر و ... هم استفاده می کنند و یا با کسب اطلاعات از زندگی فرد و ارائه آن، ابتدا اعتماد او را جلب و سپس شکارش می کنند و ... پس شایسته است، اولیای آموزشی و معلمان گرانقدر که همواره درس آموز زندگی بهتر هستند، دانش آموزان را نسبت به خطرات و شگردهای امنیت سوزان آشنا کنند و خانواده ها نیز با تاکید بر این که هیچ گاه فرد غیرمطمئنی را به دنبال فرزند خود نخواهند فرستاد، او را از همراهی با شکارچیان بازدارند و به یادش بیاورند که به غریبه ها اعتماد نکند. از کسی چیزی قبول نکند، اگر تعارف به خوردن چیزی شد نپذیرد و یادش باشد شاید موادخوراکی، آغشته به سم باشد تا راحت تر او را شکار کند. یادش باشد شاید پشت چهره های به ظاهر مهربان غریبه ها، یک حیوان مجسم باشد. شاید...بله، وقتی خطر هست، حتی انگشت شمار، باید انگشت به هشدار تکان داد برای فرزندان و گفتشان؛ چون بسی ابلیس آدم روی هست/ پس به هر دستی نشاید داد دست و بایدشان گفت که در مواقع خطر، در هنگام مواجهه با بیگانه، به اولیای مدرسه اطلاع دهند و به پلیس بیش از هرکس دیگر اطمینان کنند که او دوست بچه هاست. بایدشان گفت مخفی کاری کار را خراب تر می کند، اگر در معرض خطر احتمالی هستند والدین خود را آگاه کنند و اولیای مدرسه را نیز تا چاره ای بیندیشند و ... در یک کلام هوشیار باشند دانش آموزان و هوشیار باشیم، همه ما...

صفحه 13 حوادث ، شماره سریال 17091 ، تاریخ انتشار 870706

 

/ 0 نظر / 97 بازدید