زیارت قبول به بانوی حج نرفته

جوانمردی یک زن

 حج به پایان آمد و حاجیان گروه گروه در حال بازگشت هستند، می آیند و یاد حج را، یاد خانه خدا را، و ان شاءا... یاد خدا را در دل ها، مثل زلال چشمه ای که از دل خاک بهاری می جوشد جاری می کنند. می آیند و ما به استقبال می رویم. می آیند و حج قبول و زیارت قبول می گوییم. می آیند و هر کدام به شکلی این سفر را گرامی می دارند، یک نفر سفره ولیمه پهن می کند و مردم را بر آن به میهمانی خدا می برد، یک نفر، هزینه ولیمه را به ساخت مدرسه اختصاص می دهد، یک نفر معلم هدایت افکار به سوی بیماران سرطانی می شود و هزینه ولیمه را به آنان هدیه می کند، دیگری، دخترکان دم بخت را با اختصاص هزینه ولیمه به تهیه جهیزیه خوشحال می کند و... ما به همه آنان زیارت قبول می گوییم و حجی ماندگار برایشان به دعا از حضرت خداوند می خواهیم اما... اما نمی توانم، زیارت قبول نگویم به آنانی که هزینه حج را به گره گشایی از مشکلات مردم اختصاص دادند. نمی توانم «خدا قبول کند» نگویم به آنانی که به مکه نرفتند اما بندگی را به گونه ای دیگر به جا آوردند با اجابت فرامین حضرت دوست... آری من صمیمانه ترین «زیارت قبول» را به بانویی مومنه می گویم که وقتی فهمید برادر شوهرش، به دلیل بدهی پس از ورشکسته شدن کارش به بند و زندان کشید، او «جوانمردانه تر» از خیلی مردان، شویش را با منطق مومنانه خویش قانع کرد که سفر حج را به تأخیر اندازند و هزینه ای که برای آن در نظر گرفته اند را برای نجات جوان زندانی، بگذارند، آری، من به این «بانو» زیارت قبول می گویم و مطمئنم، خدا هم از او قبول می کند، از او و شویش و باور دارم، دور نباشد که حضرت حق فرشتگانی چند را به نیابت از آنان به حج فرستاده باشد. مگر ماجرای آن مرد راهی حج و بانویی که مرغ مرده را پوست می کند تا بر سفره کودکان یتیم خویش بگذارد نشنیده ایم که وقتی مرد راهی حج ماجرا را فهمید، هزینه سفر را به او هدیه کرد و از نیمه راه بازگشت اما دوستانش او را در همه مناسک حج پیش روی خود می دیدند؟ بله وقتی هدف اجرای اوامر حق باشد، حضرت کریم هم به کرامت پاسخ می دهد و من به این بانو و شویش زیارت قبول می گویم در فصلی که حاجیان از بهار بندگی برمی گردند و بزرگی کارشان را می ستایم که مردی را از زندان و همسر فرزندانش را از حسرت نجات دادند، در زمانه ای که خیلی هامان گرفتار خویشیم و متأسفانه برخی خانم ها با خانواده شوهر رابطه چندان گرمی ندارند، اما این بانوی اهل معرفت، بی آن که سخنی بگوید، معلمی کرد. او از دلخواسته خود که زیارت خانه خدا بود، برای خدا گذشت تا فردی را از حبس نجات دهد و من مطمئنم کار او، کشت حسنه بود و بهار خواهد شد زندگی اش، که خداوند کار نیک را چندین برابر پاسخ می دهد.

... پس حاجیان! زیارت قبول. پس بانوی ایثارگر، حج تان قبول!

 بدون موضوع/چاپ نشده

/ 0 نظر / 82 بازدید