بازخوانی زیارت درسلوک اجتماعی زائران

زیارت را مثل قرآن فراوان بخوان

باری، زیارت ، به باور من، مثل قرآن است، به هر بار مشرف شدن، باید شرف افزون باشد، به هر بار درک فیض باید فیضان نور در جان ها افزون شود. این که این همه بر زیارت تاکید شده است برای همین است که هر بار به دریافت تازه ای از معرفت برسیم وسلوک مومنانه در پیش گیریم. چنان که با هر بار خواندن قرآن باید چنین باشد، چه قرآن و عترت – که ما به زیارت آنان جان روشن می کنیم- در حقیقت یک نورند و هرگز از هم جدا نمی شوند، این کلام نورانی حضرت رسول ا ... (ص) است که "انی تارک فیکم الثقلین، کتاب ا... و عترتی، اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا" آری، یک نوراند در دو جلوه و هر که می خواهد هدایت رادریابد و از ضلالت و ذلیل شدن، دامن بشوید "باید" هر دو را داشته باشد و چنان که با هر بار خواندن قرآن به بهره نو می رسد، به هر بار زیارت هم به این سعادت دست یابد.

استاد حاج علی اکبری به تاکید می گفتند: «کثرت رجوع به قرآن داشته باشیم و در این هم مداومت کنیم که هر آیه ، کلیدی است برای افق تازه، هر آیه خطی است برای تماس با خداوند، هر آیه، یک شعاع نور است».

استاد، نگاهش به زیارت هم همین بود، مکرر در مکرر و ادامه دار، چه به هر زیارت هم به سوغات تازه باید رسید. سوغاتی که کام را چنان شیرین کند، که "حق شیرینی" دوباره و دوباره و دوباره او را به حرم بکشاند البته "زیارت اول" چنان حظ و بهره ای دارد که در خاطره ماندگار شود و به باور مردم، زیارت اولی دعایش به استجابت نزدیک تر است. "مدیحه رسول" زائر پاکستانی وقتی در برابر این پرسش قرار می گیرد که در اولین زیارت چه حالی داشتی و چه خواستی، می گوید؛ وقتی از طرف جشنواره امام رضا (ع) دعوت شدم، حال عجیبی داشتم، خود را یکی از خوش اقبال ترین انسان های روی زمین می دیدم، چون از میان صدها هنرمند، انتخاب شده ام و این را خوب می دانم، نظر لطف امام رضا (ع) شامل حالم شده است. پس باید قدر این لطف را بدانم، پس به دعا خواستم ، برایم دعا کنند، برای مسلمانان مظلوم پاکستان دعا کنند و ... خود امام بهتر از هرکسی می دانند ما با چه مشکلات عجیبی دست و پنجه نرم می کنیم پس وقتی دستم به پنجره فولاد رسید ، گفتم آقا! خودت می دانی همه چیز را پس کاری کن... حرف های "مدیحه" که به روایت "رایحه رضوی" به این جا می رسد باز صدای استاد حاج علی اکبری در جانم می پیچد که حرم و فضای زیارت محل استمداد خواستن است و باید گفت و باید خواست از آقایی که حجت خداست.

کارکرد عاطفی

البته نقش و کارکرد نهاد زیارت در حوزه عاطفی، اجتماعی ، معرفتی ، سیاسی و ... جایگاه خاص خود را دارد. آنجا مردم می آیند به زیارت آقا، با نگاهی زلال و دلی امیدوار و آداب استثنایی و در فضایی قرار می گیرند که اوج مهربانی است پس دیدارهایی هم که شکل می گیرد در این فضا، مهربانانه خواهد بود، چون فضای حرم فضای تبادل عاطفی بین زائران در هندسه احساس مشترک است. اخوت را هم به عنوان یکی از سرمایه های اجتماعی ارتقا می دهد ... این سخنان ، شنیده هایم از قرار زائران با هم یا با مجاوران را جان می بخشد که ساعت فلان پشت پنجره فولاد... ساعت فلان ، کنار سقاخانه، ساعت فلان ... رواق امام خمینی ، ضلع فلان و ...

در مشهد کسی گم نمی شود

و این حکایت قشنگی است ، که قرارها، در خانه دلدار اتفاق می افتد و چه سعادتی داریم ، ما مشهدی ها ، که در خانه خورشید نفس می کشیم، چه سعادتمندیم که حرم هست، آقا هست و کسی "گم " نمی شود. من همیشه از خودم می پرسم، مردمان شهرهای دیگر چه کار می کنند و چطور "خود" را پیدا می کنند؟... چقدر زیبا گفت "احمد آداموالصفا" از "لاگوس" نیجریه که اگر کسی به مشهد نیاید در خوش بینانه ترین حالت – به حقیقت تشییع ، نمی رسد" راست می گوید ، مشهد ، یعنی محل شهود یعنی محل شهادت، یعنی محل دیدن و چشیدن حقیقت ، یعنی فهم ولایت و امامت یعنی به محضر "امام حاضر" رسیدن و ایمان خود را به ساحتش عرضه کردن.

از راه های دور آ مدن و آمدن و آمدن و خود را به حرم مطهر رساندن

امام را حاضر یافتن و خواندن:

اللَّهُم اِلیکَ وَجَّهتُ وَجهِی و عَلیکَ خَلَّفتُ اَهلِی و مَالی و مَا خَوَّلتَنی و بِکَ وَثِقتُ فَلا تُخَیِّبنی یَا مَن لا یُخیِّبُ مَن اَرادَهُ وَ لا یُضَیِّعُ مَن حَفِظَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ [وَ آلِهِ] وَ احفَظنِی بِحفظِکَ فَانَّهُ لا یَضیعُ مَن حَفِظتَ

خدایا رویم را به سوی تو کردم و به امید تو پشت سر گذاشتم خاندان و مال و آن چه را به من بخشیدی ، و به تو اعتماد کردم، پس مرا محروم مکن، ای آن که هر که او را قصد کند محرومش نسازد و کسی را که حفظ کرد تباهش نسازد، بر محمد و خاندان محمد درود فرست، و مرا به نگهداری ات نگاهدار، که هرکه را تو حفظ کردی تباه نشود.

چون به سلام رسیدی ان شاء ا...، هرگاه خواستی به زیارت بروی غسل کن و وقتی که غسل می کنی بگو:

الَلَهّم طَهّرنی و طَهِّر لِی قَلبِی و اشرَح لی صَدرِی و اَجرِ عَلَی لِسانی مِدحَتَکَ و مَحَبّتکَ وَ الثًّناءَ عَلَیکَ فَانَّهُ لاقُوَّه اِلا بِکَ و قَد عَلِمتُ اَنَّ قِوامَ دِینی التَّسلیمُ لِامرکَ و الاتِّباعُ لِسُنَّهِ نَبیِّکَ و الشَّهادَه عَلَی جَمیعِ خَلقِکَ اللّهُم اجعَلهُ لِی شِفاءً و نورا اِنَّکَ عَلَی کُلُّ شَی ءٍ قَدیرٌ

خدایا مرا پاک کن ، و دلم را پاک گردان و سینه ام را بگشا، و مدح و محبت و ثنایت را بر زبانم جاری ساز، که نیازی جز به تو نیست، به یقین دانستم که پایه و اساس دین من تسلیم بودن به فرمان تو وپیروی از راه و رسم پیامبرت و گواهی بر تمام خلق توست. خدایا این غسل را برای من شفا و نور قرار ده، که تو بر هر چیز توانایی آری باید آمد، باید ملکوت را در این ملک تجربه کرد و به حقیقت رسید.

ویژه‌نامه - ویژه نامه نوروزی 94 - مورخ سه‌شنبه 1393/12/26 شماره انتشار 18934 /صفحه10-6 (قسمت 2)

/ 0 نظر / 91 بازدید