غزه در غربت، زندگی در خون

 

 * باران می بارد، بارانی از گلوله و کوچه های غزه، این روزها در پاییز برگریزان زندگی است. من به دوربین تو نگاه می کنم، تو نگاهم را برای جهان ترجمه کن آقای خبرنگار تا بدانند آن هایی که گاه برای قطع یک درخت عزا می گیرند این جا در غزه، آدم ها را زندگی می برند.

 

* هرکس می خواهد بداند من چه می کشم در شهادت طفل چند ماهه ام، خودش را جای من بگذارد، فقط چند لحظه... و حالا می توان فهمید، آن روز، آن روز سرخ، حسین(ع) چه کشید پس از تیر حرمله بر گلوی علی اصغر چه کشید «رباب» وقتی علی اصغرش هرگز بازنگشت... .

 

* گیریم همه فلسطینی ها چریک باشند و اسلحه به دست، گیریم، همه نوار غزه پادگان باشد و هرکس نفس می کشد نظامی، اما این کودک قطعاً چریک نبود، قطعاً تفنگ نداشت، حتی سنگ هم نداشت پس چرا چنین کردند؟

 

* ... و هر شهید یک پرچم در اهتزاز است که هیچ تندبادی آن را درهم نمی شکند، هیچ بمبی او را نابود نمی کند. هر شهید یک پرچم است که به هر نسیم، «گرده افشانی» می کند و زمین را به فصل غیرت می برد.

 

* خانه بود این جا، خانه بود و زندگی جاری. خنده بود که به زیبایی بر لب می نشست، نان می خوردند مردم به آرامش و نماز می خواندند بر سجاده های عبودیت، اما دیو مرگ صهیونیست ها ویران کرد، خانه را و زندگی را...

 

* تفنگم را که از دستم افتاد روی سینه ام بگذارید تا دشمن بداند مرگ پایان شهید نیست، تا بدانند، ما با شهادت آغاز می شویم. این درست که گلوله ای شلیک نمی کنیم اما بگذار تفنگ را روی سینه ام، تا دنیای کفر بداند شهید زنده است و... .

 

* دنیا بداند، صهیونیست های آدم کش بدانند، شانه ای که به زیر تابوت شهید رفت، زیربار ظلمت نخواهد رفت، فردا، نه، همین امروز به جای تابوت، تفنگ برخواهیم داشت، فریادهامان به گلوله تبدیل خواهد شد و شما خواهید دید نتیجه این «مرگ باران» را.

 

* این جا گنجی پنهان نیست تا برای کشفش، برای تصاحبش کار به جنگ بکشد این جا، مردمان، «زندگی» خود را از زیر آوار بیرون می کشند، خوب نگاه کنید در این جا زندگی را باید از زیر خاک کشف کرد. باید از زیر «مرگ باران» صهیونیست ها مردمان را بیرون کشید.

 

* نفس بکش مرد!... نفس بکش، هر نفس تو، برای دشمن ویرانگرتر از هر گلوله ای است. نفس بکش مرد، نفس هایت را چون گلوله در خشاب زندگی بگذار، که هر نفس تو، نفس می برد از صهیونیست هایی که به مرگ تو امیدوارند.

 

* بچه هامان زخم خورده اند، ما خود نیز هم، بچه هامان درد دارند ما بیشتر، اما... حرف داریم؛ ما درد داریم اما خسته نیستیم، زخم داریم اما برپا ایستاده ایم، کور خوانده است دشمن که می پندارد با بمب و موشک می تواند ما را از پا بیندازد.

 

* گریه کن دخترکم، صدای گریه تو، خیلی بلندتر از موشک هایی است که مقاومت به تقاص جنایت ها بر تل آویو می بارد، گریه کن این زبان بی آن که نیاز به ترجمه باشد، در دیده ها و دل ها بازخوانی می شود، گریه کن تا دنیا بفهمد مدعیان حقوق بشر چه می کنند...

 

* پاییز شد، گفتیم در کوچه باغ های غزه رقص رنگ ها را به گاه «برگریزان» تماشا خواهیم کرد. گفتیم از زیبایی درخت ها برای کودکانمان خواهیم گفت تا در انشاهاشان بنویسند، گفتیم... اما مرگ باریدند بر شهر پرنده های شومی که زندگی را تاب نمی آورند

زدند و کشتند مردمان تنها را، زدند و کشتند زنان را و حتی کودکان را که نه تیری انداختند نه سنگی و ... نه حتی کلامی بر زبان راندند، پس باید که انتقام اینان را گرفت، انتقام خون اطفالی که در خون گریستند و ... این خط شلیک موشک های مقاومت است برای پاسخ به آنانی که جز زبان بمب و موشک نمی فهمند...

خراسان - مورخ شنبه 1391/08/27 شماره انتشار 18270 /صفحه6/گزارش تصویری

/ 0 نظر / 90 بازدید