دست های خالی و دل های پر!

 
با سیلی هم نمی توانند دیگر صورت خود را سرخ نگه دارند که برای این هم باید قوتی باشد تا در بازو جمع شود و پنجه را حرکت دهد و بر گونه بنشاند برای قوت هم چیزهای دیگری لازم است که اگر بود، خود سرخی چهره را فراهم می آورد تا نیاز به سیلی برای سرخ رویی نباشدو... این شرح حال برخی مردمان است که مخصوصاً در مناطق کمتر برخوردار زیاد هستند و با هزار تاسف روزافزون هم می شوند، اصلاً تصاعدی بالا می رود آمارشان که وقتی پدر خانواده نتواند کار کند، هم خود او به «زردرنگی» دچار می شود و هم اعضای خانواده اش به پاییز می رسند، آن وقت... بگذریم، از روزی که برای راستی آزمایی گفته های یک دردمند راهی خانه اش شده ام و او را و مردمان منطقه اش را دیده ام، تلخکام شده ام، پس ببخشید اگر طعم واژه ها هم تلخ است. آن روز، آنجا، دیدم وقتی مردخانه، به جای سفره و دستانش ، دلش پر است ، جان کودکانش هم به جای شادی از درد پر می شود و بیماری  می شود مصداق همان سنگی که بر پای لنگ می نشیند، بیکاری و بی پولی، خود بدترین بیماری است آن وقت مرض های مختلف هم آوار می شود روی زندگی آن ها تا مجبور شوند به جای پول نداشته، آبروی خود را روی میز بگذارند تا کسی دلش بسوزد و برای درمان آنان کاری بکند و ... باز هم بگذریم. آن روز در آن منطقه، به ندرت می شد سرخ رویی را یافت که به فقر غذایی دچار نباشد والا خیلی ها را جز زردی، رنگی در روی نمانده بود و کاش مسئولان را همت چنان مضاعف شود که گره مشکلات، یکی از پس دیگری باز شود و «امید» چنان پرشکوفه شود که «ناامیدی» در این دیار جایی نیابد. کاش مردم، مردمان توانگر، به شکرانه «بازوی توانا»یی که دارند، «دست ناتوان» را بگیرند و دل ها چنان به هم مهربان و نگاه ها مسئولانه شود که اگر کسی از پای افتاد، دست هایی که برای بلندکردنش دراز می شود پرشمار باشد و .... باز هم بگذریم، کاش به جای این که افراد با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارند، دست تدبیر مسئولان و دست محبت همنوعان سرخی را به مهر و تکریم بر چهره «نابرخورداران» بنشاند....

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1392/11/09 شماره انتشار 18611 /صفحه۳/جامعه

/ 0 نظر / 89 بازدید