وقتی مراجع تقلید نگران می شوند

 

مرجعیت عظام، مرزبانان اعتقادی و امنای رسل و امرای ایمانی مردمند و دغدغه آنان همواره حراست از کیان دین و ایمان مردم است و اگر عالمان دیگر علوم و تدبیرگران امور، دغدغه مند جسم مردمانند عالمان دین دغدغه مند جان و جهان آدمیانند، پس وقتی بزرگانی چنین سخن به حوزه «معیشت» مردم می کشانند، باید بیش از گذشته بر «معاد» جامعه نگران بود. چون این از معاش گفتن با گفتن توسعه مند و حتی اقتصادی فرق می کند که با بالا و پایین شدن نمودارها بر زبان دانشمندان اقتصادی و توسعه گرا جاری می شود. این البته بدان معنا نیست که مرجعیت دینی دغدغه توسعه و رفاع آحاد کشور را ندارند بل گامی فراتر از این است؛ این نوع گرانی و موج تورم، نه تنها رفاه و توسعه و زندگی و معاش مردم را تهدید می کند بلکه معاد و باورهای ایمانی جامعه و آحاد آن را نیز به شدت به خطر می اندازد. لذاست که معتقدیم اگر همیشه باید مسئولان، مسئله گرانی را جدی می گرفتند و برای حل آن از همه توان خود بهره می بردند، این بار بیش از گذشته باید همت کنند چون امروز هم تکلیف نجات جسم و حق رفاه و آسایش مردم بر شانه شان است و هم تکلیف، نجات ایمان و حق سلامت اعتقادی مردم بر ذمه شان سنگینی می کند. سخنان هشدار دهنده حضرت آیت ا... جوادی آملی را در نظر آورید، آیا حس نمی شود برای احیای قلبی که فقط با ۲۰ درصد کار می کند، کاری کرد؟ سخنان و هشدارهای حضرات آیات عظام مکارم شیرازی، سبحانی، موسوی اردبیلی، شبیری و... نیز هزار البته جای خواندن و بیدار شدن دارد.

حال آیا با این سخنان و هوشیار باش ها بوی خطر برای ایمان و سلامت جامعه را حس نمی کنید؟ این را از مسئولان می پرسم که داعیه ایمان داری و کشور داری و ایران ندیشی شان گوش فلک را کر می کند، پس چرا ارضاع چنین است؟ چرا سفره هایی که به چراغ نفت روشن نشد، از نان هم دارد تهی می شود؟ هیچ حساب و کتاب کرده اند اگر هر فرد در هر وعده یک نان ماشینی مصرف کند روزانه باید ۶۷۵ تومان فقط بابت نان بدهد، حالا یک خانواده زیر جمعیت بلکه ۴ نفره، که شعار بچه ۲ تا کافیه را باور و عمل کرده اند، روزانه باید ۲۷۰۰ تومان فقط پول نان بدهد. این رقم را در سی روز یک ماه ضرب کنید در خواهید یافت باید ۸۱ هزار تومان برای «قوت لایموت» کنار بگذارد. از ۳ هزار تومان اضافه یارانه نان که در طول سال ۹۱ شامل ۲۸ هزار تومان واریزی اسفند ۹۰ است هم کمک چندانی ساخته نیست... که جمع قیمت نان این خانواده در سال ۹۷۲ هزار تومان می شود و یارانه پرداختی ۱۱۲ هزار تومان البته کل این رقم و هزار برابر این برای قهرمانان؟!» پرونده ۳ هزار میلیارد تومانی و پرونده بیمه چیزی نیست اما برای کارگری که اگر از هزار مانع عبور کند و به شغل دست یابد و صاحب کار اهل انصاف هم باشد و طبق قانون کار ۳۹۳ هزار تومان هم حقوق بدهد، خیلی است، خیلی زیاد در حدود ۲۰ درصد حقوقش. حالا این را بگذارید کنار هزینه خورد و خوراک، ایاب و ذهاب، لباس، تحصیل، درمان و... تازه: یک هزینه سنگین اجاره خانه، که تمام حقوق او را می بلعد، آن وقت بنشینید و حساب و کتاب کنید وضع مردم چگونه است و با این وضع آیا مراجع عظام حق ندارند هم برای معاش و هم معاد مردم نگران باشند. آنان بهتر از همه می دانند «کاد الفقران یکون کفرا» و بهتر درمی یابند، اگر از دری فقر بیاید، ایمان را از در دیگر بیرون می راند و روشن است وضعیت فردی که تقوای دیانت هم نداشته باشد و تحت فشار فقر هم باشد، چقدر سیاه خواهد بود چقدر سیاه!

فکر می کنم، آژیر قرمز به صدا درآمده است. باید جدی گرفت، وضع مریضی اقتصاد را و بیمارستان ها را برای سلامت او بسیج کرد و اگر تا کنون فرامین رهبر انقلاب که همه را به «جهاد» اقتصادی خواندند و باز اندیشه ها را به «تولید ملی» توجه دادند، چندان که شایسته اوامر ولایی است، به عمل در نیامده است امروز باید همه، تمام قامت برخیزند نه تنها برای معاش که هم معاش و هم برای نجات معاد مردم...

/ 0 نظر / 105 بازدید