هزار افسوس، رجایی و باهنر غریبند

متاسفم، متاسف! نسل نوی ما از رجائی چیز چندانی نمی داند، اگر غریبه نشنود ، می گویم هیچ چیز نمی داند! کسی که مردان تاریخ ساز سه دهه پیش خود را نداند، تاریخ کشور خود را چگونه خواهد دانست؟ نگرانم، نگران! وقتی گنج هایی چنین تابناک را زیر نه غبار که خروار ها خاک غفلت، پنهان می ماند.

چطور توقع داریم نگاه نسل جستجوگر امروز به دیار های دور که « قهرمانان نداشته» خود را بر تاق آسمان می کوبند، جلب نشود؟ حالا ما سر به واویلا برداریم که تهاجم فرهنگی است و طلبکارانه، نسل تازه رسته را به بریدن از ریشه ها متهم کنیم و انگشت اتهام به هر سو بچرخانیم، نه تنها دردی دوا نمی شود که زخمی هم بر درد ها افزوده می شود، زخمی به شدت دردناک که با جان می نشیند.

 راستی چرا چنین شده است؟ چرا جوان تحصیل کرده ما رجائی و با هنر را نمی شناسد؟ چرا چیزی از آن ها نمی داند؟ آیا فقط او مقصر است یا بار اصلی تقصیر، حالا آگاهانه یا ناآگاهانه، بر ذمه ماست؟ من که معتقدم باید یقه خود ما را گرفت، یقه همه کسانی که در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازی مسئولیت داشتند.

 یقه همه نهادهای عریض و طویل که طول و عرض نامشان همه جا را می گیرد، یقه همه نهادهای آموزشی از مدرسه تا دانشگاه، از مسجد تا تریبون های نماز جمعه، از سینما تا رسانه تا همه کسانی که می توانستند از این ظرفیت های قوی و بالقوه، الگوهای در دسترس بسازند و نساختند.

می توانستند، از آن ها برند مدیریت انقلابی و سالم و صالح بسازند اما به غفلت برگزار کردند و....بله، باید از خیلی ها پرسید چرا نسل امروز از هنر باهنر، از رجا و امید رجائی، توشه ای که می باید داشته باشد ندارد؟ چرا رسانه قدرتمند سینما در باره آن ها، کار درخوری انجام نداده است؟ چرا صدا و سیما که قرار بود دانشگاه باشد.

 جز یک مجموعه، چیزی نساخته است که این قهرمانان ملی مدیریت انقلابی را به ضمیر و ذهن مخاطب ببرد؟ ما ، همه ما، در این حوزه، متهمیم. حتی ما پدران و مادران و مردمان کوچه و بازار که صاحبان اصلی خاطرات ناب و فرهنگ شفاهی هستیم.

ما می توانستیم، حداقل هایی که می دانیم را بازگوییم. می توانستیم فرزندان خود را با مفاخر وطن آشنا کنیم تا تعلق خاطر ملی شأن هم ارتقا یابد اما.... بگذریم، کم گذاشته ایم، نباید هم توقع داشته باشیم که در حوزه توجه به کشور و غرور ملی و تعلق به انقلاب، زیاد برداریم.

کسی که چندان کشت نکرده و بدتر، از همان کشت اندک، مراقبت نکرده است، نمی تواند توقع برداشت محصول آنچنانی داشته باشد. خرمن های پر و پیمان، سهم کسانی است که کاشت خوب و داشت هوشمندانه و برداشت کامل داشته اند حالا هرکه می خواهند باشند فرقی نمی کند، سنت الهی، لیس للانسان الا ماسعی(نجم، آیه۳۹) است. تا سعی و تلاش نباشد، تا کاشتی نباشد، برداشتی هم نخواهد بود.

 دست خدا هم به کشت نخواهد آمد که این الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم ( رعد، آیه۱۱)  سخن صریح خود خداوند قادر و علیم و حکیم  است لذا تا ملتی نخواهند در خویش تغییر مثبت ایجاد کنند، این اتفاق نخواهد افتاد. تا تغییر رویکرد انجام نشود هم روزگار همین خواهد بود که هست، اما آیا ما از آنچه هست، راضی ایم؟ حد اقل جواب بسیاری، یک نه بلند است. خب، برای گذر از نه و رسیدن به وضع مطلوب، باید « بلند» شد.

باید کاری کرد، باید غبارها را، خاک ها را کنار زد و به اکتشاف از معادن غنی پرداخت و با غنی سازی فکری و فرهنگی نسل ها، اجازه نداد استضعاف بر سرنوشت ملتی چنین غنی ، چنبره بزند و ما را در غفلت از داشته های خویش، محتاج بیگانه  و نیازمند برند سازی و الگوسازی آنان کند. ما هم بود یا علی در دست و بازو و هم همت ملی در زانو داریم، پس باید برخیزیم و با تعریف تربیت، بر اساس الگوهای خدایی خویش، خلق را به سوی رستگاری، راه بنماییم.

حیات / تاریخ انتشار: تاریخ انتشار: چهارشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۶  | شناسه مطلب: 135552 | چ2

http://hayat.ir/fa/135552/

/ 0 نظر / 94 بازدید