کسی از خورشید، سنش را نمی پرسد...

در سوگ امام جواد الائمه(ع)

گفت چند ساله است که به نورش امید بسته ای؟ چند ساله است که به نامش دخیل بسته ای؟ چند ساله است که... گفتم با خطاب تا بشنود جواب، کسی از خورشید سن و سال نمی پرسد و از آب نیز که خورشید از آغاز پیدایش نور می بارد و آب از لحظه تراوش عطش می زداید پس چه فرقی می کند تاریخ چند سالگی اش را گواه شود؟... من مومنم و به آواز بلند می گویم مهم نیست شما، آقای من، ۹ ساله، امام نیاز و نماز مردم شدید یا ۹۰ ساله، مهم این است که خورشید چشمان شما از همان اول قدر هزار خورشید نور دارد و هر کلام از لبانتان جاری می شود به اندازه هزار چشمه عطش می شوید از لب ها، دشمن هم این را فهمید که شیعه نه به سن و سال که به نور حال شما را ماموم می شود پس به طریق «مامون» رفت تا «ام الفضل» خاطره «جعده»را تکرار کند... آقای من، ای که دامن بلندت ترجمان بخشندگی خداست و ما هزار سال است که به شما دخیل بسته ایم و زندگی برای ما لحظه هایی است که بر «صراط» شما «مستقیم» می شویم و جرعه هایی است که از اقیانوس کلام شما می نوشیم.

آقای من، یا «جواد» حاجت های روا شده ای «تقی» لحظه های عاشقی ای تکرار پرشکوه «محمد» در نام و در نشان دیده هایمان را که در سوگ شما به باران نشسته است به بصیرت تعالی بخش و به حرمت جامه سیاهی که به ماتم بر تن کرده ایم جانمان را از «خم» ولایت به «غدیر» معرفت بنواز.

ای حرمت مضاعف عشق در آستان حضرت «رضا» آن امام «مرتضی» ما را «مصطفی» کن و اشک هایمان را به دریایی برسان که از عاشورا سرچشمه گرفته، عاشورایی که مبدأ تاریخ است حتی اگر در هزاره های میانی زمان در قطعه ای از زمین تجلی کرده باشد...


خراسان جنوبی - مورخ دوشنبه 1394/06/23 شماره انتشار 19069/صفحه اول و 2/ اخبار

/ 0 نظر / 84 بازدید