...و خدا کند که زودتر از زود بیایی!

چنین بوده ام از همیشه ای که در خاطر مانده است
درمیان روزها
پنجشنبه ها را بیشتردوست دارم
که شب هایش به صبح جمعه افتخار می یابد
همان جمعه ای که در تقویم نوشته اند
روزی صاحب بزرگ ترین اتفاق خواهد بود
اتفاقی که جهان را و خواهد کرد
و آدم ها را نیز هم
گفته اند
داد برخواهد خاست
و تیغ بر گلوی بیداد خواهد کاشت
و جهان چنان خواهد شد
که زیبایی سهم همه مردمان شود
و ایمان
در نگاه همگان طلوع کند
و لب ها
به خنده ای شکوفا شوند که درختان را به شکوفه بنشانند
و چشمه ها را چنان در زمین برویانند
که از هر سو سبزه ها و گل ها به تماشا
سربرآورند و قامت رشید کنند
گفته اند
زمین سفره خواهد شد
چنان که هیچ کس گرسنه نماند
حتی در سرزمین های دور
که عقاب ها
مرگ کودکان را با انتظار می نشینند
حتی کشور هایی که جنگ
جنگ و مرگ
همزاد مردمان است
گفته اند
مهربانی دامن خواهد گسترد
و امنیت
مردمان را امین خواهد کرد
تا اگر زنی از شرق تا غرب را پیاده بپیماید
چشمی در پایش نخلد
گفته اند
علم و دانش
چتر خواهد گشود
و در جان ها چنان خواهد جوشید
که زنان در خانه
-هم حتی-
به فتوا برخیزند
گفته اند
این همه زیبایی
شکرانه طلوع توست که خدا به زمین می دهد
در جمعه ای که بیایی
و خدا کند که بیایی
و زودتر از زود بیایی
ای آخرین نگار خدایی....
ب / شماره 3547 / پنج شنبه 5 بهمن 1396/ صفحه اول و 3
/ 0 نظر / 90 بازدید