از پرسش‌های بی‌حاصل چه سود؟

در زندگی باید به‌دنبال پرسیدنی‌هایی رفت که جوابش، بتواند راهی تازه پیش پای آدمی بگذارد یا جلوی بسته شدن راه را بگیرد. به‌سمت سوالاتی باید رفت که جوابش یا دردی از پرسنده درمان کند یا مرهمی باشد بر زخم پرسش‌شونده. اما بسیاری از پرسش‌هایی که روزانه با آن مواجهیم، نه‌تنها از این جنس نیست که ازقضا، عکس نتیجه دلخواه را به ‌دست می‌دهد. بسیاری از پرسش‌ها نه به‌دنبال راه‌حل که برای مچ‌گیری است.

بسیاری از پاسخ‌ها هم نه‌تنها مشکلی را حل نمی‌کند که به «لاینحل» شدن مسائل می‌انجامد. فکر می‌کنم اگر قبل از این قبیل پرسش‌ها و پاسخ‌ها اندکی بیندیشیم، همان اول پرهیز خواهیم کرد از طرح آن. این قاعده سودرسانی را در آنچه می‌خواهیم بخوانیم و وقت بگذاریم برای فهمیدنش، هم باید درنظر داشت. من این پست را خیلی پسندیدم که عزیزی آن را نوشته بود: «سقراط می‌گوید در زندگی ما چه تأثیری دارد که بدانیم فاصله خورشید از زمین چقدر است یا خورشید از کل زمین بزرگ‌تر است؟ چنین شناختی، کوچک‌ترین اثری در رفتار ما نمی‌تواند داشته باشد. آنچه نیاز داریم بدانیم، این است که در زندگی چه راهی را پیش بگیریم. مسائل حیاتی برای ما چیزهایی است ازقبیل نیکی چیست، حق چیست، عدالت چیست. جواب این پرسش‌هاست که بر نحوه زندگی ما تأثیر شایان می‌گذارد.»

باری، سقراط، دقیق و درست، انگشت گذاشته است جایی که باید. به ما می‌آموزد که نه دنبال «دانستنی»های کم‌فایده برویم و نه زبان برای پرسش و پاسخ‌های بی‌فایده به‌زحمت اندازیم؛ ظریف نکته‌ای که اگر به آن توجه کنیم، به کاهش چالش‌های زندگی خواهد انجامید و غفلت از آن، سیاهه مشکلات را طولانی‌تر خواهد کرد، پس توجه کنیم. این به نفع همه ماست.


شهرآرا / شماره 3302 / دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ / صفحه 16 / نگاه هشتم

https://shahraranews.ir/fa/publication/content/2543/38056


/ 0 نظر / 461 بازدید