این 16 دیِ غریب و عاشورای هویزه!

16 آذر که می رسد، دانشجو و دانشگاه، شور و حال خاصی می گیرد. این شور، حالِ جامعه را هم خوش می کند. بسیاری از کسانی که سال ها از دوران دانشجویی شان گذشته است هم به روز های جوانی سری می زنند و نفسی تازه می کنند. مسئولان هم یک روز پاسخگوتر از همیشه می شوند وقتی به دانشگاه می روند و در برابر دانشجو می نشینند. جوانانی که هنوز پایشان به زمین نرسیده و در آسمان ها سیر می کنند و آرمان ها را می جویند.

زیباست این شور و پر شکوه است این روز که به خون هماره در جوشش سه شهید استکبار ستیزی، مانایی یافته است اما این روز، یک " قُلِ" دیگر هم دارد. دقیقا با یک ماه فاصله؛ 16 دی 1359. این روز هم با نام دانشجو پر شکوه و پر شکوفه شد در حماسه دفاع از وطن در برابر اذناب استکبار. عملیات نصر(هویزه) عرصه شهود و شهادت دانشجویانی است که با عنوان "پیرو خط امام" نام بردار شده بودند بعد از آنکه با تسخیر لانه جاسوسی، ضربه استکبار در 16 آذر را تلافی کردند و خون یاران شهید خود را با پایین کشیدن پرچم آمریکا، تقاصی مردانه گرفتند.

دانشجویان در رکاب شهید حسین علم الهدی، جلوه ای از عاشورا خلق کردند و خود روضه ای شدند که هویزه تا همیشه خواهد خواند و خواهد گریست. در شرح این حماسه، سخن ها رفته است و ماجرا را هم چنین روایت کرده اند که؛... حسین به عنوان فرمانده سپاه هویزه از محور (جنوب هویزه) چند کیلومتر قبل تر از تانک‌ها حرکت می‌کند. در ابتدا حسین و یارانش (سپاه پاسداران هویزه و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام) موفق عمل می‌کنند به‌طوری‌که در مدت ۵ ساعت از شروع عملیات ۲۰ کیلومتر از اراضی اشغالی را آزاد و چند هزار عراقی را اسیر می‌کنند.

پس از پاتک عراق، از سوی فرماندهی ارتش، به نیروهای زرهی دستور عقب‌نشینی داده می‌شود. به دلیل نابسامانی اوضاع این دستور به بعضی از واحدها از جمله حسین علم الهدی و ۶۰ تن از یارانش - با وجود داشتن بی‌سیم- ابلاغ نمی‌شود و آن‌ها بی خبر از عقب‌نشینی تانک‌ها، در دام نظامیان عراقی می‌افتند و پس از انهدام تعداد زیادی از تانک‌های عراقی و شهادتِ یارانش، حسین مورد اصابت گلوله تانک قرار می‌گیرد و به کاروان کربلا می پیوندد. عراقی ها هم خصلت یزیدی خود را به صورت کامل نشان دادند و با تانک از روی پیکر شهدای هویزه گذشتند. انگار می خواستند ماجرای قتلگاه را بازسازی کنند!

در این جلوه تازه عاشورا، مشهد هم نماینده ای رشید داشت که علمدار میدان بود. سید محمود سیدی علوی، رعنا جوانی بود که خود را از آمریکا، به ایران رسانده بود تا هفتاد و سومین نام مکرری باشد که خود را با عاشورا معنا می کنند. او نمونه کامل جوان تراز انقلاب اسلامی بود که زیستن بر مدار حقیقت را الگویی ملموس شد آنچنان که می توان او را فرادید نسل امروز گذاشت. به ویژه به مشتاقان و کسانی که همه نگاه شان به غرب است از طلوع مردی گفت که از غرب، نگاه به مشرق معرفت داشت و خود را به کربلایی رساند که این بار در جنوب ایران، دامن گسترانده بود.

باری، 16 دی، "قُلِ" دوم 16 آذر است اما غریب تر و مظلوم تر. باید غبار برگرفت از این آینه که می تواند آن خود غیرتمند و بهشتی مان را دگر باره به ما نشان دهد.....


حیات / یکشنبه 16 دی 1397 | Sun Jan 06 2019

http://hayat.ir/125-105-141066


/ 0 نظر / 20 بازدید