کاوه، معجزه خمینی(ره) بود

 خمینی، امام روح ا... الموسوی الخمینی، معجزه می دانست. نگاهش، نگاه مقتدرانه اش، کلامش، کلام ساده و صمیمی اش و حتی اشارت هایش، بشارت وقوع معجزه داشتند. من این را باور دارم. اگر اعجاز خمینی(ره) نبود، چطور جوان ها به اوج پختگی رسیدند و کاری کردند که  از هزاران نفر ساخته نبود؟ همین کاوه خودمان را نگاه کنید! محمود کاوه را می گویم. من خود او را معجزه می دانم. بارها از خود پرسیده ام 25 سال یعنی چقدر؟ یعنی چند قرن؟ یعنی... . اما در جواب مانده ام. حرف امروز و دیروز هم نیست این سرگشتگی من، چون هر سال تقویم کهنه را با کاوه نو می کنم. همین که شهریور می شود، عطر بهار یاد او را احساس می کنم و باز از خود می پرسم که قصه چه بود که او چنین بزرگ شد؟ مگر 25 سال چقدر است؟ چند قرن است؟ پس چرا من که دارم 25 سال دوم زندگی خود را به پایان می رسانم همچنان پای کوهی ایستاده ام که کاوه، قله نشین آن است؟ چرا کسانی که 25 سال چهارم را هم طی می کنند، برخی هایشان  زمین گیر شده و حتی به دامنه کوه هم نرسیده اند؟ نه، هر چه هست، رازش را در سن و سال نمی شود یافت مگر این که 25 سال عمر کاوه، ضریب یافته باشد! مگر این که خدا با او جور دیگری حساب کرده باشد روزها و ماه ها و سال ها را. من اما همچنان معتقدم کاوه معجزه خمینی(ره) بود که در آخر الزمان، همه آنانی که خدا به «وَاصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی» مفتخرشان کرده بود، جمع کرد تا جهان خارج شده از مدار را به قرار عشق برگرداند. چنین بود که کاوه در جوانی به شکوهی چنین می رسد که مثل خورشید می درخشد....

 خراسان رضوی / شماره : 3654 /شنبه ۱۱ شهریور-۱۳۹۶ / صفحه 5/ فرهنگ

http://khorasanrazavi.khorasannews.com/?nid=19624&pid=5&type=0
/ 0 نظر / 91 بازدید