آقای روحانی! سرچشمه را محکم بگیرید

 
چند روز پیش - دقیقاً 92.10.8 - یکی از همکاران خبری از «تسنیم» روی میز من گذاشت درباره رانت ویژه ۶۵۰ میلیون یورویی به یک شرکت خصوصی، گفتم: باید بررسی کنیم و صبر، زوایای خبر را بکاویم و بردباری کنیم تا کسی توضیحی بدهد و یا به تکذیب برخیزد، اما همان دم با خودم زمزمه کردم.

سرچشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل...

این یک ضرب المثل است، تا به روزگاران به یادمان آورد که هوشیاری از نقطه آغاز تا نقطه پایان یک ضرورت است و غفلت اگر عارض شد، عرصه را بر آدم های با عرضه هم تنگ می کند... حالا از این زاویه نگاهی بیندازیم به آن خبر، که تکذیب نشد که از قضا در تایید آن سخن به میان آمد و تیتر یک «خراسان» چهارشنبه شد؛ «نامه توکلی درباره رانت در قرارداد ۶۵۰میلیون یورویی» آیا حس نمی کنید در «سرچشمه ای» هستیم که اگر امروز به «بیل» علاج نشود، فردا... خدای نکرده- شاید به ماجراهایی از جنس پرونده ۳هزارمیلیارد تومانی و بابک زنجانی و ... تبدیل شود که آن وقت اگر همه «پیل »ها را هم کنار هم بگذاریم باز چاره کار نخواهد کرد!  پس به هشدار باید هوشیار کرد همگان را، مخصوصاً صاحب کلید تدبیر و امید را که دوست و دشمن به هوشمندی و ذکاوتش باور دارند، تا از همین اول محکم برخورد کند، تا کسی جرات نکند، از همان سرچشمه، خط ویژه ای برای این و آن باز کند، و کسی هم نپندارد «خط ویژه» حق اوست و ویژه خواری نیز هم.  دستور روشن دکتر روحانی که نگاهش به فردا پر امید است و می خواهد به تدبیر این امید را در دل مردم هم پررنگ تر کند- درباره برخورد با ویژه خوارها نقطه شروع خوبی بود برای پنجه در پنجه شدن با آنانی که سفره های ویژه ، را خاص خود می دانند اما ما چشم به ادامه کار داریم و معتقدیم باید به نامه دکتر توکلی هم توجه شود، تا هم تکریم منتقدان هوشیار باشد و هم فزونخواهان بدانند این دولت اجازه پرورش خاوری ها و مهرآفریدها و بابک ها و ... را نخواهد داد. البته معاون اول رئیس جمهور نسبت به فراهم شدن «چنین شرایطی» برای دیگر افراد هم دستور داد اما توقع این است که هوشیارانه تر، مومنانه تر و دقیق تر به ماجراهایی از این دست توجه شود و ... به تاکید می گویم کسی نپندارد، که ۶۵۰ میلیون یورو را کسی تصاحب نکرده است و خدای نکرده اختلاسی صورت نگرفته است. پس باید سکوت کرد. کسی نگوید حالا این فرد و این بانک و ... کار را انجام دهند یا دیگری، چه فرقی می کند، مهم نفس کار است. مهم این است که چرا فرصت ۶۵۰میلیون یورویی باید برای یک فرد خاص باشد، چرا تشریفات قانونی برگزار نمی شود تا همه در شرایط برابر برای کار رقابت کنند، چرا و چرا و چرا. یادمان باشد، هرکس می خواهد «کوه» را از سر راه بردارد با برداشتن «سنگ ریزه ها» شروع می کند و کسی که می خواهد یک کوه سر راه بگذارد و هم ناگزیر با انباشت سنگ ریزه ها شروع خواهد کرد و رانت در این قرارداد، از جنس همان سنگ ریزه هاست که اگر «امروز» با آن برخورد نشود «فردا» به کوهی سر راه توسعه تبدیل خواهد شد و حرف آخر همان حرف اول است؛

سرچشمه شاید گرفتن به بیل / چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1392/10/19 شماره انتشار 18595 /صفحه ۱۶/بدون موضوع

/ 0 نظر / 94 بازدید