قصه های یک مرد بیمار

جوانمردان بخوانند

این سومین ورقی است که برای نوشتن برمی دارم. دو ورق قبلی را پس از چند خط نوشتن مچاله کردم و انداختم دور. آن واژه ها نمی توانست عمق فاجعه را نشان دهد. من دنبال کلماتی می گردم که بتواند درد شکستن یک مرد را تصویر کند. کلماتی که بتواند این بار سنگین را بردارد، باری که شانه هایم را زیر خویش در هم می شکند. من شاهد یک ماجرای تلخم اما هنوز کلماتی نیافته ام تا بتواند آن را بیان کند. حالا هم می خواهم با همین کلمات در هم شکسته بنویسم ماجرا را، هر کس توانست آن واژه های اثرگذار را پیدا کند دوباره بنویسد این قصه پرغصه را. اجازه بدهید ماجرا را با دو ضرب المثل آغاز کنم که می گوید «خدا بیماری را نصیب گرگ بیابان نکند» و دیگر این که «خدا«کیسه بیمارت »نکند» حالا من دعا می کنم و شما آمین بگویید. شاید به حرمت آمین شما دستی به غیرت از آستین همت به در آید و کاری بکند، پس آمین تان را بلند بگویید بعد از این دعا که «خدا حتی دشمن را در حال کیسه بیماری، گرفتار بیماری و دوا و درمان نکند» آمین! بله یک مرد، یک نان آور خانه که همه عمرش را برای بردن لقمه ای نان حلال سر سفره زن و فرزندانش تلاش کرده است، این روزها بیمار است. هزینه بیماری هم سنگین است. سنگین تر از این که یک کارگر که بیمه نیست و مستأجر هم هست بتواند آن را پرداخت کند، همین است که مرد را می شکند، خودش و همسرش را که در همین چند روز، به اندازه چند سال پیر شده اند، شکسته شده اند، داغان شده اند و حتی چین و شکن های نداری را می شود در چهره فرزندان جوان خانواده هم دید. مرد وقتی به بیمارستان رفت، پول پیش مغازه ای را که رهن کرده بود گرفت برای درمان و این یعنی فاجعه، یعنی این که مرد هم بیمار است هم محل کارش را از دست داده و هم کارش را، مستأجر هم که بود، بیمار هم که هست. من در خود فرو می ریزم از فکر کردن به این که فردا که آخر برج برسد، چگونه اجاره خانه اش را خواهد داد مرد که هم بیماری، بیمارستان نشین اش کرده است و هم کاری ندارد تا درآمدی داشته باشد، نه فرزندانش را بازوی چندان توانایی است که زیر بازوی پدر را بگیرند. نمی دانم چرا، اما این روزها، چه قدر دلم یاد مولا علی(ع) می کند، یاد بزرگ مردی که در کوچه های کوفه، ناشناس، نان و خرما می برد به خانه های نیازمندان. خلیفه ای که همواره به فکر محرومان بود. چه قدر جای مولا خالی است چه قدر تنهایند کوچه های امروز که عطر آن گام ها را تجربه نکرده اند، اما... آیا شیعیان علی(ع) اجازه خواهند داد، یک مرد، یک مرد بیمار، یک مرد بیمار بیکار شده، یک مرد بیمار بیکار شده و مستأجر، شرمنده زن و فرزند و شرمنده غرور مردانه شود؟ نه، باور دارم شما مردان و زنان بزرگ نخواهید گذاشت...
خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1391/05/18 شماره انتشار 18188
/ 0 نظر / 115 بازدید