امام حسين(ع) و منطق هجرت

مسلمانان معتقد، براي خود سال مالي در نظر مي گيرند و سر سال با مراجعه به مرجع تقليد خود، كارنامه مالي خود را ارائه مي دهند و با دادن خمس، مال خويش را پاك مي كنند، به گمان من ما بايد سواي سال مالي براي خود سال معرفت و باور هم داشته باشيم و هر سال بياييم و ايمان و معرفت خويش را خط به خط بازبيني كنيم و بر اساس معارف امام حسين بسنجيم وحق امام را ادا كنيم و محرم فرصت خوبي است براي اين سنجش، براي اداي خمس معرفت، براي پاك كردن باورها و ايمان پنداشته هاي خويش و در يك كلام براي حسيني شدن و براي اين هم بايد منطق حق خواهي، حق گويي و حق كاري را در زندگي جاري كرد و بايد اگر «منطق گناه» بر زندگي ما مسلط شده است- البته گناه بي منطقي است اما با تسامح اگر بتوان آن را منطق ناميد- با هجرت اين سلطه را در هم بشكنيم و بدانيم هجرت، تنها بار بستن و از منطقه اي خاص رفتن نيست، بلكه رفتن از منطق ناصواب هم هست. چنانكه در هجرت پيامبر از مكه هم شاهديم كه ايشان هم از منطقه مكه و هم از منطق قريش اهل مكه هجرت گزيدند تا به منطقه مدينه و منطق ايمان، اسلام را قوت بخشند و عجيب اينكه باز براي نجات اسلام محمدي، يك هجرت اتفاق مي افتد و اين بار امام حسين از منطقه مكه كه با منطق آل اباسفيان اداره مي شود هجرت مي گزيند. گويي قرار است بخش دوم روايت مشهور نبوي «حسين مني و انا من حسين» تحقق پيدا كند و با هجرت امام حسين، ماندگاري آيين نبوي جاودانه شود. نكته اي كه بايد در نظر داشت اين است كه اگر هجرت از منطقه با هجرت از منطق همراه نباشد به نتيجه نمي رسد، چنانكه در مقوله هجرت امام حسين عليه السلام شاهديم كه كم نبودند افرادي كه با امام تا كربلا هم آمدند اما چون قصد هجرت از منطق گناه نكرده بودند، از امام روي تافتند و تنها كساني تا آخر ماندند كه هجرت از اين منطق را با هجرت از منطقه همراه كرده بودند، براي اين هجرت هم بايد جان و جامه پاك كرد و مخصوصا بايد از لقمه هاي حرام پرهيز كرد. لقمه هايي كه با اولين گناه آغاز مي شوند و بزرگترين هم هستند چه راه را براي ديگر گناهان باز مي كنند والا مردم عراق «دفع واحد» تصميم به قتل امام حق و ياري پيشواي باطل نگرفتند بلكه خط سير گناه آن ها را به اين موقف كشاند تا هم امام و حجت خدا را بكشند، بر پيكرش اسب بتازند و سرش را بر نيزه گيرند و خيام حرمش را هم به آتش بكشند، اين آتش اوج گناه عراقيان بود نه اولين گناه. آن ها براساس منطق گناه و حرام خواري فربه شده بودند و از آنان جز اين انتظاري نبود كه اگر بود با دعوت آقا امام حسين شكل ديگري مي يافت چنانكه جان پاكيزه زهيربن قين به مدد نفس امام از غبار بدر آمد و آينه حق نما شد چنانكه حر، جامه حرام يزديان را درهم دريد و جانمايه حقيقي خويش را با پيوستن به امام حق نشان داد و بودند ديگراني كه در راه مانده بودند اما امام آن ها را در مسير حق به حركت درآورد و به مقصد شهادت رساند و ...من معتقدم ما امروز براي حسيني شدن نيازمند رهيافت به منطق حق هستيم و قافله سالاران عقيدتي بايد براي عبور دادن مردمان به سمت كربلاي حسين، برنامه ريزي كنند. چنانكه امروزه براي در راه ماندگان كه در برف و بوران گرفتار آمده اند، برنامه ريزي و اجرا مي شود و اينگونه با حوادث غيرمترقبه برخورد مي شود. بايد براي نجات ايمان جوانان از كولاك و تگرگ هاي فرهنگي نيز تدبيري انديشيد و به كار بست، بايد زهيربن قين ها و حرها را از جبهه بي تفاوتي و حتي دشمن به سمت جبهه حق كشاند، بايد كاري كرد كه عده و عده ياران امام حسين تقويت شود... بايد در كربلاهاي تاريخ، روز به روز ياران امام افزايش يابند و از شمار ياران يزيد كاسته شوند. بايد ...(ص-۲)

/ 0 نظر / 111 بازدید