امر به معروف و نهي از منكر با كدام تعريف

امام حسين عليه السلام در تشريح اهداف نهضت خويش بر مسئله مهم و كارسازي تاكيد مي كنند كه اگر در جامعه اي نهادينه شود از راس هرم تا قاعده آن جامعه اصلاح خواهد شد. البته اين مسئله تنها خاص آن زمان نبود بلكه در قالب دو مورد از فروع دين گنجانده شده است تا مسلمانان در كنار نماز و روزه و ... امر به معروف و نهي از منكر را هم اقامه كنند. واجبي كه در صورت تعريف درست معروف ها و منكرها و اجراي درست، جامعه را و آحاد آن را درست پرورش مي دهد و از نازيبايي ها پالايش مي كند. صد البته بايد توجه داشت كه امر به معروف به گستردگي معارف و نهي از منكر نيز به اندازه منكرات گستردگي دارند و خلاصه كردن آن و به پوشش و ظاهر افراد و تنها آن ها را در شكل موي دختركان ديدن، جفا به مسئله اي است كه امام حسين (ع) را به كربلا كشاند. بله، اصلاح پوشش و «به پوشي» و «به حجابي» هم در فهرست معاريف قابل طرح است چنان كه «بدحجابي» را بايد در فهرست منكرات يافت، اما خلاصه كردن يك اصل فراگير، انسان ساز و جامعه ساز در يك مورد از هزاران مورد، جاده انحرافي است براي اقامه اين اصول. امر به معروف يك امر فراگير است كه از قضا، حاكمان را بيشتر در برمي گيرد چرا كه در جايگاهي قرار دارند كه تصميم شان دربرگيرندگي زيادي دارد و مثل آن دخترك جوان نيست كه پيدايي موي او همان مقداري است كه هست اما اگر مسئولي مثلا مرتكب منكر دروغ شود، آن دروغ به اندازه حوزه مسئوليت آن مسئول تكثير مي شود. پس توجه داريم كه به فراخور موقعيت و جايگاه افراد، حوزه معروف و منكر هم قابل بازتعريف است و فلان مسئول چون، بدحجابي ندارد نمي تواند از زير بار ماجرا شانه خالي كند بلكه عمل به وعده، صداقت در رفتار، توانايي و عدالت در كار و ... از معروف هايي است كه بايد در كارنامه اش سنجيده شود. آن كه پروژه ها را عامرانه و يا براساس سهل انگاري هاي غيرقابل توجيه به موقع و درست به بهره برداري نرساند، آن كه به جاي توسعه انساني و اخلاقي محيط كارش، استعدادكشي كند و شخصيت افراد تحت مسئوليتش را خدشه دار كند، آن كه از موضع مسئوليت رياست كند، آن كه فرصت ها را بسوزاند و آتش در ظرفيت ها كشد، آن كه با تخريب ديگران به دنبال بزرگ كردن خود باشد، آن كه تصميم هايش به پيامدهاي ناصحيح بينجامد اگر در پي اصلاح آن ها برنيايد، آن كه... همه در جايگاه منكرند. آن كه در كار، بي كاري مي كند و كم كاري، آن كه به اندازه كار كارگر، حقش را نمي دهد، آن كه سر راه مردم مانع مي تراشد، آن كه مي تواند مانع را بردارد و برندارد منكركاران جامعه اند كه دانسته يا ندانسته، پا روي فرمان هاي انساني و ديني مي گذارند و اين ها را بايد از اين منكرها نهي كرد،هرچند به ظاهر آن ها در جايگاه بالاتر باشند و ظاهر قضيه از حيث«علم اصول» كه امر و نهي را از جانب «عالي» براي ؛دانی؛ مي داند، درست نباشد اما از آن جا كه «الاسلام يعلو و لايعلي عليه» يك حقيقت است و علو مرتبت به رتبه ايمان بستگي دارد ، مومنان هرچند افراد بي نشان جامعه باشند نه كه مي توانند بلكه بايد حاكمان را «امر» به معروف كنند و «نهي » از منكر و به حقيقت هم افراد در جايگاه تصميم و مسئوليت و رياست بيش از همه محتاج امر به معروف و نهي از منكرند.امر به معروف و نهي از منكر، از دلايل «امام گفته» نهضت عاشوراست، پس آن كه مي خواهد حسيني باشد به عمل بايد آمر به معروف و ناهي از منكر هم باشد، هرچند پاسخ اقامه اين واجب، داغ و درفش و تيغ و سنان باشد، آن گونه كه برامام حسين (ع) رفت و بر يارانش. در اين مقوله، بيشتر تامل كنيم و فكر مي كنم در اين حوزه حرف هاي ناگفته هزاران برابر حرف هاي گفته شده است، پس اگر عمري بود و توفيقي و فرصتي، بازهم خواهيم گفت در اقتدا به امام خويش.(ص-۲)

/ 0 نظر / 103 بازدید