صدای دیش دیش پراید دختر جوان!

 
 
صدای ضبط خودرویش نه گوش را که روان را هم خراش می داد تاپ تاپ صدایش به کنار که از سیستم های صوتی چنان ناهنجاری استفاده می کنند که نه در خیابان که اگر در بیابان هم باشد باعث آلودگی صوتی می شود و سامعه جانوران را هم می آزارد! اما نکته مهم  تر از صدا، نوع موسیقی بود که پخش می شد و محتوای آن که از صدایش هم آزاردهنده تر بود! اما ماجرا باز یک نکته مهم تر هم دارد و آن این که راننده خودرو که تک سرنشین هم بود، یک دختر خانم بود. تعجب نفرمایید یک دختر خانم جوان.

در خودروی پراید، در یک بعدازظهر بهاری، هر چهار شیشه خودروی پراید مشکی خود را پایین داده و صدای ضبط را رها کرده بود. انگار می خواست همه خیابان، صدایش را بشنوند! بله، یک دختر جوان با یک پراید مشکی در یک بعدازظهر بهاری حد فاصل میدان استقلال تا چهارراه آزادشهر و صدای بلند موسیقی و متن مبتذل تر از آهنگ و نگاه هایی که به سویش می رفت و پاسخ هایی که از نگاهش می گرفت! نمی دانم اسم این موضوع را چه باید گذاشت و به آن دختر جوان چه می توان گفت این کار، حتی اگر موسیقی خوب باشد و محتوای آن هم خوب اما از آن جا که آلودگی صوتی ایجاد و حق شهروندان را تضییع می کند قابل پیگرد حقوقی است، چه رسد به این که موسیقی و محتوا بد باشد و مرتکب این کار هم دختری باشد که انتظار جامعه از او حرمت داری و رعایت است راستی چه می شود گفت به او و به کسانی که چون اویند، این که می گویم «کسانی که چون اویند» به این دلیل است که مثل او این روزها -اگر چه نه زیاد- اما مشاهده می کنم در خیابان های مختلف، از جمله چند روز قبل، یک خودروی پژوی ۲۰۶ صندوق دار که قبل از آن که بیاید صدای دیش دیش ضبط صوت خودرویش می آمد! وقتی به جبر چراغ قرمز مجبور شد کنارم توقف کند، اول فکر کردم از این گل پسرهای امروزی است اما رو که برگرداندم دیدم از گل دخترهای امروزی است! اگر چه این روزها، برخی پسرها دخترانه آرایش می کنند و برخی دخترها، هوس جانشینی پسرها را دارند! بگذریم. چراغ سبز می شود و دختر جوان حرکت می کند و می رود به چهارراه بعدی نرسیده، باز یک خودروی دیگر، صدای گوش خراش دیگر و باز یک دختر جوان که انگار می خواست شهر را خبر کند با صدای ضبط خودرویش!...

شما هم حتما از این موارد دیده اید، نمی شود از خیابان ها عبور کرد و ندید این پدیده را و یا حداقل نشنید این صداهای روان آزار را، هر چند دوست دارم نگاهی به آسمان کنم و سپهری گونه بگویم «چه آسمان قشنگی» اما نمی توانم نگاه از زمین بردارم که قصه ها و حکایت ها دارد که خدا خواندنش را قسمت کافر هم نکند، چه رسد تجربه اش را... بگذریم باز هم می خواستم با نوشتن دیدنی های این روزهای خیابان های شهر، به یاد مسئولان بیاورم ضرورت اصلاح برنامه ها را و به خانواده ها بگویم، دوستانه مراقبت کنند فرزندان جوانشان را، به ویژه دختران جوان شان را و باز خود جوانان را تذکار دهیم که بیش از این باید حرمت نگه داشت، جمع را و جامعه و مهم تر از همه خود را که وقتی رفتار چنین می کنیم نگاه آحاد جامعه به ما محترمانه نخواهد بود پس تامل کنید لطفا!

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1391/03/21 شماره انتشار 18139 /صفحه اول و۶

/ 0 نظر / 118 بازدید