زندگی خود را با اهداف حسینی تنظیم کنیم

عاشورا تکلیف همه روز هاست؛
باید کربلا را بشناسیم. باید با اهداف بلند نهضت حسینی آشنا شویم و نسبت خود را با امام خویش روشن کنیم، آن وقت خواهیم فهمید خط تمیز اهل حق از باطل را و به این درک خواهیم رسید که صفر یا صد، سیاه یا سفید؛ در کربلا، شق دیگری نبود، راه دیگری هم نماند و هنوز هم جز این راهی نیست، هر چند مردمان را بین صفر تا صد بدانیم و در فاصله سیاه و سفید اما در لحظه تصمیم، در زمان عمل، از این قاعده گریزی نبود و نیست. در کربلا و در عاشورا، فقط کسانی صد بودند و سفید، که در رکاب امام حسین (ع) بودند، ماندند و قبول شدند و کارنامه خون خود را به امضای امام خویش رساندند که بر سر تک تک شهدا حاضر می شدند، جز اینان هر که در کربلا بود، هر که می توانست خود را به کربلا برساند و نرساند، هرکس می توانست در کنار حسین (ع) باشد و نبود همه صفر بودند و سیاه و روسیاهی شان را آب دریاها هم نمی توانست بشوید و هنوز هم نمی تواند شست. این ها همه مردود شدند، نمازهاشان باطل شد، روزه هاشان شکست و روزی شان هم شکست شد همان زمانی که میان آنان و یزید عقد اخوت افتاد و دست هاشان بوی بیعت با او را گرفت. آن روز کسانی که به تردید گرفتار آمدند یا مصلحت خویش را در کناره گیری و حتی بی طرفی پنداشتند هم مردود شدند. اصلا وقتی میان حق و باطل، تیغ داوری می کند رای ممتنع هیچ معنایی جز مخالفت با حق ندارد حتی اگر به نفع باطل تیغ نکشیده باشد!

در ماجرای کربلا، کسانی قبول شدند که «خود» را ندیدند بلکه در جمال بی همانند امام حسین علیه السلام «خدا» را دیدند و عاشق شدند و رفتند، اما آنانی که نگاهشان به خودشان افتاد و منیتشان در آینه رو به رویشان قاب شد و حسین (ع) و خدای او را ندیدند مردود شدند و این ماجرا در همان روز به پایان نیامد. بلکه از آن روز - شفاف تر- آغاز شد و خون حسین که خون خدا بود، همه چیز را برای همیشه زمان و همه زمین به دو نیم کرد- که به گفته موسوی گرمارودی- «هرچیز یا سرخ است یا حسین نیست» آن خط از امروز ما را هم می گذرد و باز همه چیز را به دو نیم می کند تا فهرست برندگان و سیاهه بازندگان عاشورا هر روز طولانی تر شود. بر این اساس است که کل یوم عاشورا، هرروز و نو به نو باید باز فهم و باز تعریف شود و کربلا نیز گاه تا اتاق کار ما کشیده می شود و این بدان معناست که ما به عاشورا و کربلا نگاهی معرفتی داریم و اصلا مثل کسانی که تاریخی و جغرافیایی نگاه می کنند و عاشورا را در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری و کربلا را در وادی نینوا، نقطه پایان می گذارند فکر نمی کنیم. ما پهنه کربلا را به وسعت زمین و طول عاشورا را به پهنه زندگی می بینیم و باور داریم هر انسان همواره باید خود را براساس آموزه های عاشورا «به روز» کند و برای خود رسالت عاشورایی قائل باشد که اگر چنین شد، نام آدمی در فهرست برندگان عاشورا ثبت می شود اما اگر با جریان عاشورا در زندگی همراه نشویم، هرکه باشیم و هر کجا، در شمار بازندگان خواهیم بود، حتی اگر به نام حسین (ع) و کربلا شعار بدهیم! حسین (ع) نه یک اسم تنها، که یک رسم ماندگار است و یک راه روشن، هرکس از این راه برود برکشتی نجات سوار خواهد شد و نجات خواهد یافت اما هرکس از این راه نرود نجات نخواهد یافت و هلاک خواهد شد.
  «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» نه یک تعارف است و نه یک شعار و نه حتی یک راهبرد برای بازه زمانی مشخص، بلکه راهبرد همیشگی انسان است برای زندگی. به باور من امروز کسانی در فهرست برندگان عاشورا می توانند نام خود را ثبت کنند که حسینی زندگی کنند، آزاد اندیش، حق محور ، ولایت پذیر، صاحب خرد و بصیر و متمسک به حبل ا... باشند، خصلت های یزیدی دروغ و تزویر و ریا و حق نمایی باطل و باطل نمایی حق، بیداد، خودمحوری و خودبینی را از جان خویش بتارانند و همواره در یادداشته باشند که آدمی فقط توان دیدن یک چیز را دارد، یا خود را باید ببیند یا کنار برود تا خدای خود را ببیند و این خدا دیدن را در همه زندگی خود بارور کند تا پیروز و سرفراز باشد. درس حسین (ع) نیز رفتن به سمت سرفرازی و تلاش برای اعتلای حق است و «هل من ناصر » مولا هم جز اعتلای حق و رفتن به سمت تعالی اخلاقی که فلسفه بعثت بود نیست. پس اگر خواهان اینیم که در کنار رهروان عاشورا قرار بگیریم باید برای تعالی اخلاقی خود و جامعه تلاش کنیم و برای پالایش جان و جامعه خود از خصلت های یزیدی بکوشیم که به اخلاق یزید بودن، به مثابه جنگ مدام با امام حسین است حتی اگر به دل هم آقا را دوست داشته باشیم. ماموریت امروز ما تنظیم رفتار و گفتار و حتی پندار ماست با اهداف حسینی و هرچه به این هدف ها که همانا اکمال اخلاق و حرکت بر مسیر دین است، نزدیک باشیم، حسینی هم هستیم و هرچه از این هدف ها فاصله بگیریم، از امام دور می شویم حتی اگر خانه در خود حرم بنا کنیم!

خبرگزاری رضوی/ سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۰۷/چ2

http://farhangrazavi.ir/fa/doc/note/18551

/ 0 نظر / 87 بازدید