کارگر و تابلوی مقوایی اش!

خورشید دارد می رود تا جایش را به شب بدهد اما او هنوز همان جایی است که از صبح ایستاده است. جوان کار گر را می گویم که سفره کوچک غذایش ،سبک تر شده است از صبح اما می توان حدس زد، شب، سفره ای نخواهد داشت. این معادله برای خیلی ها برقرار است، کار پیدا نکنند در روز، شب باید گرسنه سر بر بالین بگذارند. نه فقط خودشان که خانواده شان هم همین سرنوشت را دارند و من نمی خواهم تصور کنم امشب را در خانه این جوان چه خواهد گذشت، اذیت می شوم، مطمئنیم شما هم ناراحت می شوید ، پس نه من می نویسم و نه شما بخوانید اما بگذارید به یاد مسئولان و برنامه ریزان بیاورم که همه ما در برابر آن سفره های خالی، در مقابل آن نگاه های منتظر، در برابر مقوایی که مرد جوان، روی آن نوشته: کارگر و جلوی هر خودرو و حتی رهگذر بلند می کند تا اعلام آمادگی کرده باشد برای کار، مسئولیم. به یاد آوریم که باید کاری کرد. مرد جوان مقوا به دست، به خورشید با حسرت نگاه می کند که انگار به خانه می رود، مرد اما روی رفتن به خانه را ندارد. پس چه می داند صبح که با امید به سر کار آمده، به دخترکش قول کدام عروسک را داده است و حالا باید آنقدر دیر به خانه برود که دخترک خوابیده باشد. شاید آنقدر دیر که بانوی خانه هم خوابیده باشد. خورشید رفته است و مرد همچنان کنار گذر است، دیدنش با آن چشم های معصوم اما به غم نشسته امانم را می برد. کاری هم از دستم ساخته نیست اما با خود عهد می کنم، قلم برافرازم و به میدان آیم و بغض فروخفته کارگرانی چنین را فریاد کنم. قلم برافرازم و بنویسم که این درد را چاره ای باید. بنویسم آی زنان و مردان تازه نفس شورا، آی دولتیان، آی همه شمایانی که کار به دست و تدبیر شماست! همین امروز و با اولویت به چاره برخیزید. گره از پای صنعت باز کنید، موانع را بردارید تا سرمایه، چون آب زلال جاری شود و عطش بزداید از این « دست های تشنه» از این نگاه های نگران. امنیت سرمایه گذاری را با قوانین مترقی، تضمین کنید و امید را افزایش دهید تا سرمایه های بلوکه شده و یا فراری، دوباره به این دیار برگردد تا اشتغال به عنوان مفهومی مقدس، محقق و همه عرصه های تولید فعال شود و دیگر هیچ کارگری، با دست خالی به خانه برنگردد. خورشید رفته است اما مرد جوان هنوز سر کار مانده است، این را دوستم می گوید که بعد من آمده است و چون سخن به آن مرد می رسد می گوید: هنوز ایستاده بود با مقوایی در دست که نوشته بود ؛ کارگر.....

 خراسان / شماره : 19625 / یکشنبه ۱۲ شهریور-۱۳۹۶/ صفحه 7/ نگاه نو

http://khorasannews.com/?nid=19625&pid=7&type=0

/ 0 نظر / 95 بازدید