اگر بزرگ نیستیم، کودک باشیم

بر تقویم سی صد و شصت و پنج برگ افزوده می شود و بر ما یک سال عمر ، که خدا کند بزرگ تر شده باشیم، همان طور که شناسنامه ها گواهی می دهند و الا اگر نه این شده باشد، گواهی شناسنامه ها را هم ارزشی نمی توان گذاشت، چون ما آمده ایم، تا به ازای نقد جانی که می بازیم، بزرگ تر هم بشویم و این بزرگی است که ارزش دارد و ارزش می دهد و ارزش می افزاید و الا طول عمر، اگر چیزی برای عرضه نداشته باشد و اگر عرضی نداشته باشد، ارزشی هم نخواهد داشت که درخت سیب، به چند سال ارزشمندتر از درخت چنار است به هزار سال که آن کام شیرین می کند و شامه می نوازد و این، قد می کشد...

یادش بخیر، سردار شهید سیدعلی ابراهیمی که می گفت: عمر، سرمایه ای است که خداوند به ما داده است و باید این سرمایه در راه حضرت او خرج شود، او برای لحظه، لحظه عمرش حرف داشت، برنامه داشت، عمل داشت، ما چه؟ این را هر کدام‌مان باید از خود بپرسیم و پی جواب برویم.

مخصوصاً، آنانی که مسئولند، رئیسند، مدیرند، رجل سیاسی هستند، جناح سیاسی هستند، «باید» از خود بپرسند چه کرده اند و چه می خواهند بکنند؟ چه می کنند که گاه آدم، دوست ندارد خبرهایش را بشنود؟ کاش، ارباب سیاست و جناح ها، یا بزرگ شوند و بزرگانه با هم و با جامعه رفتار کنند - که مشی بزرگ «مرّو کراما» است و بزرگواری - یا لااقل مثل کودکان باشند که خیلی زود، دعواها را فراموش می کنند و به دوستی های زلال برمی گردند، آیا ارباب سیاست و اهل مسابقه کسب قدرت، به این فکر کرده اند؟

متأسفانه از سخنانشان که «بمب» می شود برای کوبیدن طرف مقابل، این برداشت نمی شود و... بگذریم، نوروز در راه است، زمین به گُل می نشیند، اگر هم جامه گل به تن نکند، زخمی هم نمی زند، پس ما آدم ها، به ویژه آنانی که دستی به برنامه ریزی و اجرا و عمل دارند از زمین، از درخت یاد بگیریم که میوه ببخشیم و اگر نه، به سایه خویش مردمان را میهمان کنیم و یا لااقل پایی را لگد نکنیم. اگر نانی توی سفره نمی گذاریم، پا روی آن نگذاریم و... باز هم بگذریم.

بهار پیش رو بسان آیت خدا درس گذشت می دهد و نوروزی که در راه است، در هوای فاطمیه، گذشت را در عالی ترین مراتب تعلیم مان می کند، پس بگذریم...

خراسان - مورخ دوشنبه 1393/12/18 شماره انتشار 18927 /صفحه16/بدون موضوع

/ 0 نظر / 89 بازدید