بی راهه را به راه پیوند زنیم

دلخوریم خیلی وقت ها از خیلی چیزهایی که روی می دهد. یک روی سکه را می بینیم و بی خبر از روی دیگر آن به بازار می رویم . دقیق ترش این است که نیمی از اسکناس را برمی داریم و بدون همراه داشتن نیمه دوم به خرید می رویم و دلخور باز می آییم. قاعده هم همین است اما اگر دو قسمت اسکناس به هم چسبیده باشد، اولین مغازه دست هامان را پر می کند و نوبت به مغازه دوم هم نمی رسد. حوادث را هم چند جانبه باید دید تا در دایره دید حق هم قرار گرفت. روشن است که اگر چنان که مرحوم صفائی حائری می فرماید” دنیا را عشرتکده و آخور و خوابگاه بدانى” هم به خور و خواب میل خواهی کرد و هم چون دست را برای پرداخت این هزینه خالی می بینی و دستت از خوردن کوتاه می ماند و به عشرتکده نمی رسی، برمی خروشی و قهر و غیظ وجودت را انباشته می کند اما اگر دنیا را ” کلاس و کوره و راه ” دیدی، از شکست ها هم درس پیروزی خواهی گرفت و کوره راه را هم با بینایی به راه پیوند خواهی داد. آن وقت دیگر نه گرفتار دیوِ خشم خواهی شد و نه فرصت رسیدن به راه را از دست خواهی داد. استاد این سرمشق دقیق دیدن را به قرائت های مختلف می گوید تا بیشتر تأمل کنیم و به جای “جهان را سیاه و تاریک دیدن و پوچ دانستن” ، بستر حقّ‌ و هدف و دارای نظام و قانون و دارای جمال و زیبایى، بدانیم. جهان را این گونه دیدن ما را به جهان بینی توحیدی برخواهد کشید تا آشنا به نظام طبیعت و قانون آن حتی حوادث را هم در خدمت تعالی انسانی به کار گیریم. مگر ژاپنی ها بر حوادث ظفر نیافتند و با همان نگاه انسان محور برای زلزله نسخه نپیچیدند؟ پس چرا ما با نگاه خدا محور و انسان مدار نتوانیم از دل ماجراها راهی به سوی کمال بیابیم.

درست می فرماید استاد که “اگر معیار ارزش‌ها را در نعمت‌ها و امکانات بدانىم و یا در عمل و تلاش، نه در نسبت نعمت و عمل و نسبت داده‌ها و بازدهى‌ها” به مقصد نخواهیم رسید. همچنین” اگر بلا و رنج را نشان لج بازى خدا و ستم او بدانیم نه تازیانه‌ راه و مرکب سلوک”، نخواهیم توانست نسبت خود را با خدا جوری تعریف کنیم که مظهر شئون حضرت شویم. حقیقت همان است که آیت ا… صفائی حائری توجه مان می دهد که” اگر تو با این نگاه‌ها و تلقى‌ها و احساس‌ها همراه باشى، ناچار جز نفرت و عصیان و تردید و انکار نخواهى داشت و اگر بتوانى زنده بمانى و از وسوسه‌ شیرین خودکشى نجات بیابى، تازه مثل حباب زندگى مى‌کنى و بر روى موج‌هاى حادثه، لحظه‌اى مى‌نشینى و دوباره مى‌شکنى. ” حال آن که اگر شق دوم ماجرا را مؤمن شویم، ناشکستنی می شویم و پیوند ما با حضرت خدا نیز ناگسستنی خواهد شد. این هم بهتر است و هم به فطرت ما نزدیک تر. توجه داریم که شق اول ما را از راه بدر می کند پس با تأمل در شق دوم به راه برگردیم…..


ب / شماره 4103 / چهار شنبه 25 دی 1398 / صفحه 3

http://birjandemrooz.com/?p=13786


/ 0 نظر / 1402 بازدید