ترجمانِ “کریم الصفح” در زندگی باشیم

خانه تکانی را سنتی نیکو می دانیم که در پی نوسازی فضا برمی آید. خاصیت به بازار آمدن نو هم این است که از کهنگی ها دست برداریم و جایگزین کنیم با تازگی ها هرچه را بوی کهنگی می گیرد در گذر زمان. در خانه تکانی، غبار برمی گیریم از قیمتی کالاهایی که بی جایگزین می دانیم. نونوار می کنیم در و دیوار را که نمی توان مثل پرده ها تعویض کرد. آن تعویض و این نوسازی و غبار زدایی که در خانه انجام می دهیم با ید بسان تمثیلی باشد که ما را به خانه تکانی جان هم راه بنماید. باید قهر ها و کینه ها را به کلی از دل زدود. باید به دور انداخت اخلاق رذیله ای که زشتی می زاید و می افزاید. باید دیده خطا پوش را به آب معرفت شست و چنان کرد که به درک تازه ای از شان ستاریت حضرت خداوند، کمال یابد. باید ندید، باید نشنید و حتی باید بویی هم احساس نکرد در جایی که نباید. دیده ها و شنیده ها و حس کرده ها را هم باید به فراموشی سپرد وقتی رویه افراد برمدار اصلاح قرار می گیرد. این باید به رفتاری در آید که از خدا می خواهیم این گونه با ما رفتار کند. زیباست این نگاه و در دعای جوشن کبیر هم دریافتی چنین از حضرت دوست داریم که دوستی فضاست. من این پست را خیلی پسندیدم و متناسب با این ایام یافتم که نوشته بود؛ “در جوشن کبیر یک عبارتی هست که خداوند را مى خوانیم: “یا کٓریمٓ الصَّفْح” معناش خیلى جالبه ؛ یک وقتی یک کسی تو رو می بخشه اما یادش نمیره که فلان خطا رو کردی و همیشه یک جوری نگات می کنه که تو می فهمی هنوز یادش نرفته؛ یک جورایی انگار که سابقه بدت رو مدام به یادت میاره. ولی یک وقتی، یک کسی تو رو می بخشه و یک طوری فراموش می کنه انگار نه انگار که تو خطایی رو مرتکب شدی. اصلا هم به روت نمیاره. به این نوع بخشش میگن صَفح. و خدای ما اینگونه است؛ از صمیم قلب می گویم: “یا کٓریمٓ الصَّفْح” هزار بار هم باید خواند خداوندگار را به این صفت و البته خود نیز باید متخلق شد به این اخلاق خدایی. ببخشیم و فراتر از این، فراموش کنیم که این سنت خدایی است که به دعا او را می خوانیم و چنین رفتاری را می خواهیم. خانه تکانی هم اشارتی است به این که بتکانیم دل را از هرچه که آن را به قهر و کین، سنگین می کند. بشوییم آن را از هرچه به حقد و ناراحتی، نا خوشی به بار می آورد. ببخشیم و فراموش کنیم که پیش از این، در رفتار و گفتار فلانی که امروز سخن به سلم و صلح و صفا دارد، پیش از این، چه تلخی ها و خراشیدگی ها بود. نو شدن فصل را و رسیدن به نوروز را “یجُب ماقبله” بدانیم و از نو بنویسیم کتاب زندگی را. در این هم توجه داشته باشیم که قلم به خطا بر دفتر زندگی نرود بلکه تا می شود نو و نوساز و زیبایی آفرین باشد تا در سال آتی نه تنها نیاز به دور ریختن خاطره آن هم نباشد و در شمار یادهای ماندگار صاحب ارج و قرب باشد و ارجمندی آفرین…..


ب / شماره 3861 / سه شنبه 14 اسفند1397 / صفحه اول و 3/

http://www.birjandtoday.ir/?p=71193


/ 0 نظر / 58 بازدید