سرمایه عمر را دستمایه چه می کنیم؟!

فکر ، فکر و باز هم فکر! اندیشه، اندیشه و باز هم اندیشه! این تنها راه برون رفت از مشکلات و ورود به وادی معرفت است. اینکه اسلام، تفکرِ یک ساعته را بر 70 سال عبادت برتری می دهد از این روست که تفکر، راه گشاست. تفکر به عبادت هم جهت می دهد و ظریب اثر گذاری اش را افزون می کند. این تفکر است که ما را به شناخت می رساند. شناخت است که ظرفیت ها را احصا می کند و ظرفیت هاست که چون بارور شود، آدمی را از خاک به افلاک می رساند. من رویه آیت الله صفائی حائری را بسیار می پسندم که مدام از پی نشانه ها می گردد و راه را به سوی صاحب نشانه می پیماید. ایشان د صفحه 76 کتاب ارجمند مسئولیت و سازندگی که در آغاز فصل جوانی نوشته اند اما پختگی تمام در کلمه به کلمه آن پیداست چنین طرح بحث می کنند که ؛ {فرد با خود می گوید}

آخر من از ديگرى چه كم دارم و يا او چه چيزى از من بيشتر دارد كه من به دنبال او بيفتم و از او پيروى كنم؟ و اگر او دليلى دارد و منطقى دارد، چرا بدون منطق از او بپذيرم؟ و اگر منطقى در كار نيست چرا من خودم طرحى نريزم؟ اگر بناست من مقلد و تابع باشم، پس حق، بهترين الگو و بهترين متبوع است؛ «افَمَنْ يَهْدى‏ الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امْ مَنْ لا يَهِدّى‏ الَّا انْ يُهْدى‏».

ما دلى داريم و مغزى و استعدادهايى و سرمايه‏ هايى و مى‏ خواهيم اين‏ها را مصرف كنيم. در برابر ما راه ‏ها و مصرف‏ هاى مختلفى وجود دارد؛ مثلا دل ما، دل مردم، دنيا، شيطان و اللَّه؛ اين ‏ها مى‏ توانند موارد مصرف استعدادهاى ما باشند. اكنون بايد ببينيم كدام يكى از اين راه ‏ها سود زيادترى مى ‏دهند و بازده زيادترى خواهند داشت.

نفس، خلق، دنيا، شيطان و اللَّه كدام يك براى ما مفيدترند. من نمى‏ گويم كه اللَّه در گذشته به ما چيزى داده و نعمتى بخشيده، فرض مى ‏كنيم كه اين نعمت‏ ها به هيچ‏كس مربوط نيست.

و باز نمى‏ گويم كه اللَّه در آينده به ما چيزى مى ‏دهد و پاداش‏هايى مى‏ بخشد. فرض مى ‏كنيم هيچ پاداشى در كار نيست. با اين دو فرض‏ مى‏ خواهيم ببينيم كدام يك از اين‏ها سزاوارترند، لايق ‏ترند و بى ‏نيازترند و زيباتر و كامل ‏تر. كدام يك از اين ‏ها بر ديگرى تسلط و حكومت دارند؟ و كدام يك از اين‏ ها نيرومندتر و عزيزتر هستند؟

ما كه در اين عالم خود را خرج مى ‏كنيم، خرج چه كسى شويم كه سزاوارتر باشد؟

ما اگر اين ‏گونه آزاد شويم و اين‏ گونه آزاد فكر كنيم و مقايسه كنيم به نتيجه خواهيم رسيد. بگذر از اين كه نفس و خلق و دنيا و شيطان اين‏ها فقط مصرف كننده هستند و هيچ سودى نخواهند آورد و فقط استعدادهاى ما را خواهند بلعيد.

بله، باید آزادانه بیاندیشیم و آزادانه راه را انتخاب کنیم و آزادانه حرکت کنیم. این حرکت آزادانه قطعا ما را به راه صواب می برد چنانکه خداوند با اشراف به فطرت زلال انسانی، اجباری در دین نمی آورد که می داند خود انسان، به این راه خواهد رفت چه وقتی به حساب پرداخت، خودش در پی کتاب ، افق ها را خواهد کاوید و به حق و کتا حق و دین حق خواهد رسید و در خواهد یافت که با داشته هایش چه باید بکند و در چه راهی قدم بردارد.....


ب / شماره 3569 / پنجشنبه 03 اسفند 1396/ صفحه اول و 3


/ 0 نظر / 80 بازدید