ما و معلمی به نام عطار

 ابن سینا را عرب ها به اسم خود سند زدند، مولانا را ترک ها، حکیم نظامی را کشور آذربایجان و فارابی را قزاقستان. ما، اما، کاری که باید در معرفی و تثبیت ایرانی بودن مردان بزرگ خود انجام ندادیم، دیگران دست دراز کردند به سرمایه های ملی اما جهانی ما. می خواهند با نام آنان برای خود هویتی بزرگ بسازند، ما اما انگار عادت کرده ایم به این وضعیت. موزه های جهانی را که نگاه کنی بسیاری از آثار گران سنگ ایرانی  را خواهی دید حالا شخصیت های ما هم متاسفانه همین وضعیت را پیدا کرده اند، ابن سینا را عرب ها به نام خویش می خوانند و مولانا را ترک ها و ... اما «عطار» هنوز ایرانی است، هنوز خراسانی است، هنوز نیشابوری است، هنوز مقبره اش در این ملک، عاشقانش را گرد می آورد. هنوز عطار سند هویت نیشابور، خراسان رضوی، خراسان تاریخی و ایران است پس حق است که برای باز تعریف شخصیت و آموزه هایش، برای پرواز بر منطق الطیرش و برای ارتقای هویت ایرانی اسلامی، از همه توان مان بهره گیریم و از آن جا که او شخصیتی جهانی است و ارتقای اخلاقی و معرفتی همه جهانیان و ابنای بشر هدف و آرزوی او بود، باید با برنامه ریزی در خور شان او و ایران و اندیشمند و ادیب ایرانی، او را هم به نسل امروز خود و هم به جهان، بیش از پیش بشناسانیم و هم خود را و تمدن خود را با او تعریف کنیم هم آموزه هایش را که از گوهرهای ناب فرهنگ زندگی ایرانی- اسلامی است به عمل درآوریم. یادمان باشد عطار ققنوسی است که از خاکستر یک درویش روشن ضمیر برخاست و در آسمان معرفت پرکشید و سیمرغ وار تا قاف عشق رفت و منطق الطیر را برای ما نوشت تا ما نیز از خاکستر او که درعشق سوخته بود، زندگی یابیم، برخیزیم، پربگیریم و باز هرکداممان یک عطار شویم برای پروازدادن دیگران. پس تنها برگزاری مراسم اگرچه لازمه کار بازشناسی و باز معرفی عطار است کافی نیست چه هدف از معرفی الگوهای فرهنگی و معرفتی، بهره بردن از اندیشه آنان است. نمایشگاه نیست که فقط ببینیم و بگذریم تازه در نمایشگاه هم باید دید و مطابق برنامه به فهم تازه رسید چنان که هدف از طبیعت گردی و گردشگری در آثار تاریخی هم رسیدن به نشانه های خداوند است و اگر به این ها دست نیابیم، بهره لازم را نبرده ایم و حظ بصر، به حظ بصیرت منتهی نشده است. در مراسم بزرگ داشت عطار هم مسئولان و کارشناسان و پژوهشگران باید معرفی او را هدف بگیرند و ما بازشناختن او را و درس گرفتن از او را باید هدف گذاری کنیم برای ارتقای سطح زندگی خود، چیزی که وظیفه انسان است تا همیشه و در همه حال، پی احسن الحال برود، تا به زندگانی بهتر دست یابد و این بهترشدن را هر روز انجام دهد تا به حیات طیبه برسد. پس هر انسانی به اندازه ای که اخلاقیات خود را کمال دهد و به حیات طیبه نزدیک شود، به شان خلیفة اللهی خود نزدیک شده است و اگر خدای نکرده به دنبال احوال بهتر و حیات طیبه نباشیم به خسران دچار خواهیم شد به خسران عظیم. حیف است ملتی که پس از پیامبران و ائمه معصومین، بزرگانی چون عطار، ابن سینا، مولانا ، حافظ ، فارابی ، ملاصدرا ، شیخ مفید ، سیدرضی و ... دارد به حیات طیبه نرسد.
خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1389/01/24 شماره انتشار 17523/صفحه اول

 

/ 0 نظر / 97 بازدید