ارزش کار

سیاه و سفید(١٢۴)

قیمت شما چقدر است ؟ به این فکر کرده ایم، نه، به کسی برنخورد و نگوییم، ما«فروشی» نیستیم! ماجرا چیز دیگری است. قصه، ارزش گذاری کار هر فرد است. یادم است چند سال پیش یک مجله هفتگی با حساب و کتاب به این نتیجه رسیده بود که قیمت یک لیسانس، خودروی پژو است و یک دیپلم، خودروی پیکان، چون یک نفر لیسانسه در ماه حقوقی معادل سودی می گیرد که اگر پول پژو را در بازار به «سود» دهند، مثلا ۱۴ میلیون تومان با رقم ۳ درصد که او حساب کرده بود ۴۲۰ هزار تومان می شود و دیپلمه نیز چنین حساب و کتابی دارد. به هر حال آن نویسنده هم حرف هایی داشت آن روز، خواندنی و دردمندانه که قصد بازگویی آن ها را نداریم، بلکه می خواهیم روایتی را از مولا امیرمومنان(ع) بازبخوانیم که فرمودند «قیمت و ارزش هرکس به اندازه کاری است که به خوبی می تواند انجام دهد» خب آنان که کاری انجام نمی دهند که تکلیف شان معلوم است حداقل در این محاسبه نمی گنجند اما ما که مشغول کاریم باید نگاه کنیم چه قدر می ارزیم آیا کار خود را چنان خوب انجام می دهیم که ارزش  یک گنج را داشته باشیم؟ یا کار را چنان بد انجام می دهیم که به «زلزله» معروفیم و یا میانه کاریم و قیمتی میانه داریم، راستی ما کجای این معادله ایستاده ایم در روزگاری که کشور ما به کار و تلاش نیاز دارد؟ چقدر اهل تکاپو و کار درست ایم وقتی «زندگی بهتر» نیازمند تلاش افزون تر است؟

اسلام دین تلاش است و فرهنگ دینی هم تلاش را و کار را یک ارزش می شمارد پس تنبل و کسلی نمی تواند ذاتی فرهنگ دینی و ملی ما باشد. امام کاظم(ع) می فرمایند« همانا خداوند دشمن دارد آن بنده ای را که زیاد بخوابد و دشمن دارد آن بنده ای را که بیکار باشد» پس ما باید تلاش خود را در حوزه کار افزون کنیم از فراوانی تنبلی و تن پروری بکاهیم. این البته نیازمند بسترسازی مسئولان برای تولید فرصت کار است و در حوزه شخصی باید کارگر، ارزش خود را با کار خوب نشان دهد«فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره فمن یعمل مثقال ذرة شرا یره» در حوزه کار هم قابل بازخوانی است، یعنی به هر میزان که خوب کار کنیم یا بد، در حوزه شخصیت ما و در قیامت به حساب خواهد آمد. پس در حوزه کاری چنان تلاش کنیم که شایسته مسلمان ایرانی است. چنان تولید کنیم که محصول ساخت ما، معرف زیبایی های فرهنگ اسلامی- ایرانی ما باشد. در جهان امروز، کشورها با کالاهای خود، فرهنگ ملی خود را نشان می دهند و حتی با صدور کالای خود، فرهنگ خویش را هم صادر می کنند، ما اما از این فرصت چندان بهره ای نمی گیریم. کالایی هم اگر صادر می کنیم، پس از چندی معرف خوبی برای ما نمی شود، چون ما خوب کار نمی کنیم. قصه تلخ صادرات کالاهای مختلف و از دست رفتن بازارها را بارها شنیده ایم و خوانده ایم و کاممان تلخ هم شده است. اما درس نگرفته ایم از این مسئله. حال آن که باید با درس گرفتن، این تلخی را به شیرینی تبدیل کنیم اما...

صفحه 09 اجتماعی ، شماره سریال 17472 ، تاریخ انتشار 881105

 

/ 0 نظر / 96 بازدید