خط و خال و امضاي شوم

گاهي خبرهايي مي رسد كه آدمي از خواندنش شرمنده مي شود. شرمنده مي شود آدمي وقتي مي بيند چند انسان، خوي انساني فرومي گذارند و خويش را در مسير وسوسه هاي شيطان قرار مي دهند و پنجه ابليس را به دست خود در چهره همديگر مي كشند و دريغا كه اين دعواها گاه «گروهي» مي شود كه «گرهي» در زندگي بسياري از مردم مي اندازد. گرهي كه شيطان براي كورتر كردنش تلاش مي كند. افسوس كه «حق» فراموش و گاه رابطه خويشاوندي خوني باعث مي شود افرادي، بي پرس وجو، رگ گردن درشت كنند و دشنه و قمه كشند به جان ديگري ...
كافي است گوش باز كنيم براي شنيدن و چشم بگشاييم براي ديدن آن وقت شرمنده خواهيم شد، شرمنده. متأسفانه اين شرمندگي در مشهد، ورامين، پاكدشت، قيام دشت، اهواز، تهران و ... بيشتر است و اصولا شهرهايي كه حاشيه نشين بيشتري دارد، حاشيه بيشتري هم دارد و اختلاط فرهنگي و ناهمگوني رفتاري كاررا به دعوا مي كشاند حال آن كه در همگني فرهنگي، رفتارها، معنايي همسان مي دهد كه شايد به دعوا ختم نشود. شايد يكي از دلايل هشدارهاي آگاهان به رشد حاشيه نشيني همين مسئله باشد و الا با مشكلات اقتصادي و خدماتي يك جوري مي شود كنار آمد اما با مشكلات فرهنگي كه گره در زندگي مردم مي زند و هندسه رفتاري مردم را برهم مي ريزد، نمي توان به راحتي كنار آمد ...
" دعواهاي قبيله اي در برخي روستاها هم گاهي به يك معضل تبديل مي شود، اگرچه گاهي دعواها بر سر آب است اما هم نان مردم را مي برد و هم آب را و هم آبرو را مي ريزد و هم افسوس را به جا مي گذارد گاه براي هميشه، چه وقتي انسان يك اشتباه مي كند، گاه اين اشتباه، مثل يك زخم در جان آدم مي ماند، چنان كه چند روز پيش وقتي از يك جوان كه بازويش را خالكوبي كرده بود و در دست و بازويش نيز نشان تيغ و امضاي چاقو بود، از اين خط ها و آن خال ها پرسيدم، ناليد و گفت: جهالت آقا، جهالت. اين امضاي جهالت و ناداني است كه يك عمر بايد آن را روي جسم و جان خود تحمل كنم. او كه معلوم بود به شدت از گذشته اش پشيمان است مي گفت اگر روزي، صدايم به جوان ها برسد، مي گويم فصل بهار جواني را با جهالت و غرور به خزان افسوس و پشيماني گره نزنيد. مي گويم من قرباني غرورو جهالتم و برجسم و جانم امضاي شيطان است، شما چنين نكنيد. او حرف هايي داشت پراز درد، پر از رنج و... خدا كند كسي حرف هاي او را جدي بگيرد...
" امسال دعوا و پرخاشگري چقدر قرباني گرفته است از ما آيا به تفكيك استان و شهرستان، اين ناهنجاري مطالعه و آمارگيري شده است آيا خبرها، خطر شيوع دعوا و چاقوكشي را به ياد متوليان آورده است آيا متوليان جامعه براي اين قبيل آفت هاي اجتماعي، چاره انديشي كرده اند آيا چاره اي خواهند انديشيد پس از اين آيا ...(ص-۶)

/ 0 نظر / 92 بازدید