غصه «آب»، جگرم را «آتش» می زند

 

فقط اگر بارندگی در همین امسال ۵۶درصد کاهش می داشت «واجب» بود تا در مصرف آب، از کشاورزی، تا صنعت تا شرب حداقل به اندازه کاهش، برنامه ریزی و اصلاح الگوی مصرف داشته باشیم. اما وقتی می خوانیم، می شنویم و حتی می دانیم این میزان کاهش بارندگی امسال نسبت به پارسال است و باز پارسال نسبت به سال پیش خود وضعیتی مشابه دارد و خشکسالی در خراسان رضوی پانزده ساله شده است، برنامه ریزی، برنامه ریزی، برنامه ریزی و هزار البته اصلاح الگوی مصرف و صرفه جویی از «اوجب واجبات» است و اگر- خدای نکرده- روند همین طور پیش برود، آن وقت در چشم هم اشکی نخواهد ماند که برآتش جگر شعله ور بیفشانیم که از غصه آب، می سوزد!

بله، روزگار «آب» چنان ناخوش است که حتی «سراب» هم برای دلخوشی در چنین روزگاری یک آرزوست. وقتی نگاه آدم به جدول مقایسه آماری میزان بارندگی در سال جاری به نسبت سال پیش و به نسبت «دوره آماری» می افتد، و حتی در مشهد - که علاوه برجمعیت حدود ۳میلیونی خود باید میزبان ۲۵میلیون زائر باشد- به نسبت سال پیش ۷۴درصد کاهش بارندگی داریم و حتی خبر می رسد میزان آب پشت سدهای استان هم به کمتر از ۲۳درصد کاهش یافته است و فقط ۱۲میلیون متر مکعب آب ذخیره وجود دارد و ... قصه روزگار آب، در صفحه ۵ روزنامه خراسان و صفحه ۲ روزنامه خراسان رضوی - که آمارها را از آن استخراج کرده ام- چاپ شد، من هم خواندم، خواندم و بغض در گلو شکست تا نوبت فریاد این قلم برسد، شما هم بخوانید قطعاً بغض در گلوی شما هم خواهد شکست چنانکه یک مدیر هم بغض در گلو صحبت می کرد، چنانکه هرکس قصه را می خواند، همه وجودش پرغصه می شود باید هم بشود مگر کم دردی است این که بنا به گواه گزارش های تخصصی، در غرب دشت مشهد، آب سفره های زیرزمینی سالانه ۲متر افت می کند و خبر دیگر، میزان مصرف آب از زمین را در استان با 6.5 میلیارد مترمکعب، بیش از ۳برابر مصرف ۳کشور الجزایر، تونس و لیبی اعلام می کند که با هم ۲میلیارد مترمکعب مصرف می کنند و ... خب وقتی وضعیت بارندگی چنان است که دانی و دانند و دانیم و وضعیت سفره های زیرزمینی هم از بارندگی بدتر است، آیا نباید کاری کرد؟ آیا نباید مسئولان با همه توان خود، همه ظرفیت ها را به کار گیرند برای برنامه ریزی؟ آیا ما شهروندان نباید برای قطره، قطره آبی که در اختیار داریم برنامه داشته باشیم و هدفمند استفاده کنیم؟ به گواه آموزه های دینی و نیز براساس عقل، اسراف و بی برنامگی در زمان فراوانی هم نکوهش شده است و باید از آن پرهیز کرد حالا در روزگار فقر آب در فصل خشکسالی که درختان در حسرت آب، می میرند و لب های زمین از عطش هزار ترک می خورد، آیا نباید به اصلاح پندارها و رفتارها پرداخت؟

حرف آخر؛ کمبود آب، شوخی نیست، یک بحث ژورنالیستی هم نیست، یک ماجرای تبلیغاتی نیست، یک واقعیت هولناک است که امروز یقه درخت و زمین را گرفته است، فردا می تواند، دست در یقه آدم ها مشت کند.پس همین امروز به چاره برخیزیم...

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1392/12/19 شماره انتشار 18644 /صفحه اول و ۲/اقتصاد

/ 0 نظر / 90 بازدید