آیت ا... عبادی، گفته هایش را زندگی می کرد

 
«بدرخش مرد، مرگ تو را خاموش نمی کند» این فرازی بود از یک شعر نو که شاعری - به سالیان دور - برای بزرگی سرود و این فراز ۲۵ سال، چراغ ذهن من است و در رثای هر بزرگی از زبان قلمم یا زبان قلبم جاری می شود. چه باور دارم مردان بزرگ، مردانی که به مانایی رسیده اند، هرگز مرگ نور وجودشان را خاموش نمی کند، این درست که مرگ شان، «ثلمه»ای است جبران ناشدنی، اما نقطه پایان نمی گذارد، آنانی را که به مانایی رسیده اند. تاریخ را نگاه کنیم، کتاب نام های جاودان را ورق بزنیم فراوانند آنانی که خاموش نمی شوند حتی اگر خورشید هزاران بار غروب کند. آری. آنان خاموش نمی شوند و یکی از این مردان پر درخشش، امام جمعه شهادت باور و فقید مشهد است، آیت ا... عبادی را می گویم. مردی که هم آوازه نیک نامی اش، او را به بی مرگی رسانده است تا بیت نغز شیخ اجل، سعدی شیراز را از زبان های مختلف در شرح او بشنویم که؛

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آن است که نامش به نکویی نبرند...

و نام آیت ا... عبادی، چنان با نکویی گره خورده است که هر جا از «نیکی» ذکر خیر شود، یاد عبادی هم تازه می شود. مردی که رفتارش صدق گفتارش را امضا می کرد. اگر از شهید و شهادت می گفت، اگر از جبهه و جهاد می گفت، ۲ پسرش را در رخت شهادت بدرقه کرده بود. خودش اهل جبهه بود و جهاد. شعار نمی داد، بلکه شعور جهاد را زندگی می کرد. اگر از مردمداری می گفت، «مردم دار» هم بود، با مردم هم بود. هم امام نمازشان بود و هم مددکار فکری و اجتماعی شان. هم با خنده مردم می خندید و هم در سوگ شان، هم اشکشان می شد این که مردم او را از خودشان می دانستند و دوست می داشتند، یک اتفاق نبود بلکه پاسخ رفتار نیکوی خودش بود چه همان گونه که مولوی می گوید:

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا...

و مهر مردم، انعکاس مهربانی آیت ا... بود که مردم در مطالعه رفتار او، نشانه هایی از خدا می یافتند و با او ایمان خویش را استحکام می بخشیدند. عبادی اگر حرف می زد معمولاً آن را رفتار می کرد و همین بود که او را نزد خلق عزتی خدایی داده و در ساحت علم و معرفت به مانایی رسانده بود که نه پس از سال ها که پس از قرن ها هم می شود برایش خواند؛ بدرخش مرد، مرگ تو را خاموش نمی کند...

خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1392/12/08 شماره انتشار 18635 /صفحه ۵/ فرهنگی

/ 0 نظر / 87 بازدید