«دُر» یافت هر که رمضان را «دریافت»

 

«دُر» یافت هر که رمضان را «دریافت» و «فربه» شد هرکس به لذت نخوردن و نیاشامیدن رسید. عزیز شد هر که چشم خویش گرفت و به «غمض عین» رسید. حرمت یافت هر که زبان در کام گرفت و جز به آیه خوانی عشق سخنی نگفت. کرامت یافت هر که در سی روز رمضان، سه فصل باران را به تجربه نشست و به معرفت برخاست و همه خواسته هایش را در مسیر خواست حضرت حق تعریف کرد و برای تحقق آن «خواسته ها» هم جز مسیر حق را نپیمود که این فرمایش معصوم است که هیچ کس جز از راه حق به حق نمی رسد و رمضان این ریاناپذیرترین عبادت و پرفریادترین عبودیت راه حق و صراط مستقیم عشقی است که انسان را به حقیقت بندگی می رساند و حلاوت این اعتلا را چنان در کام او می ریزد که حاضر می شود همه چیز خود را بدهد، اما از بندگی گامی آن سوتر نگذارد  همه دشواری ها را تحمل کند، اما جز عشق نگوید و نخواند و نشنود و مگر جناب بلال جز «احد» می گفت در زیر تازیانه ها و جز «صمد» را به ناز می خواند در اوج بی نیازی از هر چه غیر حق است.

اما مگر بلال می تواند سکوت کند مگر حلاوت احد...احد گفتن می گذارد این «سیه چرده سپید رو» نام محبوب را بر زبان خواند، پس باز احد گفت و زخم ها برداشت از تازیانه خصم و باز پند شنید که ایمان نهان دار و پذیرفت اما باز بشکست این «توبه نگفتن» را و گفت حق را واحد را و باز پند شنید تا بند بر کلام بگذارد، اما عشق نگذاشت؛

توبه کردن زین نمط بسیار شد

عاقبت از توبه او بیزار شد

فاش کرد اسپرد تن را در بلا

کای محمد ای عدو توبه ها

توبه را زین پس زدل بیرون کنم

از حیات خلد توبه چون کنم

عشق قهارست و من مقهور عشق

چون شکر شیرین شدم از شور عشق

گر هلالم گر بلالم می دوم

مقتدی آفتابت می شوم

نعره مستان خوش می آیدم

تا ابد جانا چنین می بایدم

گر ز زخم خار تن غربال شد

جان و جسمم گلشن اقبال شد

تن به پیش زخم خار آن جهود

جان من مست و خراب آن ودود

بوی جانی سوی جانم می رسد

بوی یار مهربانم می رسد

آری «دُر» یافت هر که رمضان را «دریافت» و در برابر «خارهای» خواهش و طلب در برابر تازیانه های گرسنگی و تشنگی. جان سیرابمان کرد و از عشق گفت. ای مبارک جان، آنانی که به دریافت راز روزه. چراغ جهان شدند و بلال لب ها و چشم ها و دلشان جز از ایمان به صمد نسرود. ای فرخنده فال آنانی را که تفأل به عشق زدند و جامعه خویش را نیز به نگاه عاشقانه دیدند و برای همه گیرشدن عشق تلاش کردند و با راز خوانی در رمضان به بندگی رسیدند... رمضان دنیایی راز دارد که هرکس «دریافت» آن را «دُر» یافت و به اوج رسید. خدا کند ما را هم از این اوج بهره ای در خور باشد.

 خراسان - مورخ یکشنبه 1391/05/15 شماره انتشار 18185 /صفحه6/اجتماعی

/ 0 نظر / 117 بازدید